پایگاه اطلاع رسانی نماز جمعه محمدآباد جرقویه

پیام به مناسبت کنگره عظیم حج

پیام به مناسبت کنگره عظیم حج چهارم ذی الحجة ۱۴۳۶ مصادف بابيست و هفتمشهریورماه۱۳۹۴۱۳۹۴/۰۷/۰۱
بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم
و الحمد لله ربّ العالمین، و الصّلاة و السّلام علی سیّد الخلق اجمعینمحمّد و آله الطّاهرین و صحبه المنتجبین و علی التّابعین لهم باحسان الییوم الدّینو سلام بر کعبه‌ی شریف، پایگاه توحید و مطاف مؤمنان و مهبط فرشتگان؛ وسلام بر مسجدالحرام و عرفات و مشعر و منا؛ و سلام بر دلهای خاشع و زبانهایذاکر و چشمهای به بصیرت گشوده و اندیشه‌های به عبرت راه یافته؛ و سلام برشما حج‌گزاران سعادتمند که توفیق لبّیک‌گویی به فراخوان الهی یافته و بر سر این سفره‌ی پُرنعمت نشسته‌ایدنخستین وظیفه، تأمّلی در این لبّیک جهانی و تاریخی و همیشگی است: اِنَّالحَمدَ وَ النِّعمَةَ لَکَ وَ المُلکَ، لا شَریکَ لَکَ لَبَّیک؛(۱) همه‌یستایشها و سپاسها از آنِ او، همه‌ی نعمتها از سوی او، و همه‌ی مُلک و قدرتمتعلّق به اوست. این است نگاهی که به حج‌گزار در آغازین گامِ این فریضه‌یپُرمغز و پُرمعنا داده میشود و ادامه‌ی این مناسک، هماهنگ با آن، شکلمیگیرد و آنگاه همچون تعلیمی ماندگار و درسی فراموش‌نشدنی در برابر اوگذاشته و تنظیم برنامه‌ی زندگی بر پایه‌ی آن، از او خواسته میشود. فراگرفتنِ این درس بزرگ و عمل به آن، همان سرچشمه‌ی بابرکتی است که میتواندزندگی مسلمانان را طراوت و حیات و پویایی بخشد و آنان را از گرفتاری‌هاییکه بدان دچارند -در این دوران و در همه‌ی دورانها- برَهاند. بُت نفسانیّت و کبر و شهوت، بت سلطه‌جویی و سلطه‌پذیری، بت استکبار جهانی، بت تنبلی وبی‌مسئولیّتی، و همه‌ی بتهای خوارکننده‌ی جانِ گرامی انسانی، با اینغریو(۲) ابراهیمی -آنگاه که از عمق دل برآید و برنامه‌ی زندگی شود- شکستهخواهد شد و آزادی و عزّت و سلامت، به جای وابستگی و سختی و محنت خواهدنشستبرادران و خواهران حج‌گزار از هر ملّت و هر کشوری، در این کلمه‌یحکمت‌آموز الهی بیندیشند و با نگاه دقیق به گرفتاری‌های دنیای اسلام بویژهدر غرب آسیا و شمال آفریقا، برای خود با توجّه به ظرفیّتها و امکانات شخصی و محیطی، وظیفه و مسئولیّتی تعریف کنند و در آن بکوشندامروز سیاستهای شرارت‌آمیز آمریکا در این منطقه -که مایه‌ی جنگ و خونریزی و ویرانی و آوارگی و نیز فقر و عقب‌ماندگی و اختلافات قومی و مذهبی است- از یک سو، و جنایتهای رژیم صهیونیستی -که رفتار غاصبانه در کشور فلسطین رابه نهایتِ درجه‌ی شقاوت و خباثت رسانیده- و اهانت مکرّر به حریم مقدّسمسجدالاقصی و لگدکوب کردن جان و مال فلسطینیان مظلوم از سوی دیگر، مسئله‌یاوّلِ همه‌ی شما مسلمانان است که باید در آن بیندیشید و تکلیف اسلامی خودرا در برابر آن بشناسید. و علمای دینی و نخبگان سیاسی و فرهنگی وظیفه‌ای بس سنگین‌تر دارند که متأسّفانه غالباً مورد غفلت آنان است. علما به جایبرافروختن آتش اختلافات مذهبی، و سیاسیّون به جای انفعال در برابر دشمن، ونخبگان فرهنگی به جای سرگرمی به حاشیه‌ها، درد بزرگ دنیای اسلام را بشناسند و رسالت خود را که در پیشگاه عدل الهی، مسئول ادای آنند پذیرا گردند و ازعهده‌ی آن برآیند. حوادث گریه‌آور در منطقه -در عراق و شام و یمن و بحرین- و در کرانه‌ی غربی و غزّه و در برخی دیگر از کشورهای آسیا و آفریقا،گرفتاری‌های بزرگ امّت اسلامی است که سَرانگشت توطئه‌ی استکبار جهانی را در آن باید دید و به علاج آن اندیشید؛ ملّتها باید آن را از دولتهای خودبخواهند و دولتها باید به مسئولیّت سنگین خود وفادار باشندو حج و اجتماعات پُرشکوه آن، برترین جایگاه ظهور و تبادل این تکلیفتاریخی است؛ و فرصت برائت که باید با شرکت همه‌ی حج‌گزاران از همه‌جا مغتنم شمرده شود، یکی از گویاترین مناسک سیاسی در این فریضه‌ی جامع‌الاطراف استامسال حادثه‌ی تلخ و خسارت‌بار مسجدالحرام، کام حاجیان و ملّتهای آنان را تلخ کرد. درست است که درگذشتگان این حادثه که در حال نماز و طواف و عبادتبه دیدار حق شتافتند، به سعادتی بزرگ دست یافته و در حریم امن و رعایت ورحمت الهی آرمیده‌اند ان‌شاءالله -و این تسلّایی بزرگ برای بازماندگان آنها است- ولی این نمیتواند از سنگینیِ مسئولیّت کسانی که متعهّد امنیّتضیوف‌الرّحمانند بکاهد. عمل به این تعهّد و ادای این مسئولیّت خواسته‌یقطعی ما است.والسّلام علی عبادالله الصّالحین

بیانات در دیدار جمعى از جانبازان قطع نخاعى و بالای هفتاد درصد (۱۳۹۴/۰۶/۲۹)

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌
خیلى خوشحالیم که الحمدلله مجدّداً توفیقى پیدا شد که بتوانیم با جمعى از شما عزیزان دیدار کنیم؛ اگرچه کافى نیست. بعضى از این جانبازان عزیز به من گفتند که ما بیست سال است، سى سال است انتظار داشتیم که این دیدار انجام بگیرد؛ گفتم واقعاً ما شرمنده هستیم که شما بیست سال انتظار داشته باشید براى یک امر به این کم‌اهمّیّتى؛ ولى خب دیگر توانایى ما و قصور ما و این قبیل مسائل، همین‌جور است؛ یعنى انسان بیش از این توانایى ندارد؛ والّا اگر میتوانستیم، دلمان میخواست خیلى بیش از اینها با شما باشیم.
 
اوّلاً زحمات شما و اجر شما پیش خداى متعال، هم محفوظ است و هم ان‌شاءالله روزبه‌روز رو به افزایش است؛ چون کار شما یکسره تمام نشد؛ بتدریج این ابتلاء و این امتحان بر شما حاکم است، برخلاف شهدا. شهدا یک خمپاره خوردند، یک گلوله خوردند و رفتند بهشت، پَرکشیدند بهشت، کارشان تمام شد؛ شماها نه؛ هر روزى که میگذرد، هر ساعتى که میگذرد، رنجى دارید، مشکلى دارید، اگرچه به آن مشکل رضایت دادید و خداى متعال میداند در دلهاى شماها که شماها صبر میکنید؛ امّا هر دقیقه، هر ساعت، هر روزِ همین صبرتان یک اجر مضاعفى است؛ بنابراین این حرف دقیق است که اجر جانبازان روزبه‌روز رو به افزایش است. هر ساعتى که شما بیشتر عمر کنید، به همان اندازه اجر شما رو به افزایش است. در روایات داریم که گاهى انسان یک چیزى را - یک درهمى یا مثلاً یک پول کمى را - در راه خدا میدهد، خداى متعال در قیامت آن را مثل کوه اُحد به او برمیگرداند؛ کار شماها این‌جورى است؛ عضوى را دادید، محرومیّتى را قبول کردید که البتّه خیلى بزرگ و خیلى مهم است و خیلى اجر دارد، امّا این اجر همین‌طور به‌طور دائم رو به تزاید و رو به افزایش است. خدا را شاکر باشید به‌خاطر این افزایش اجر.
 
دوّم اینکه شماها که جانباز هستید، همین الان در حال مبارزه‌اید، همین حالا با همین جانبازى خودتان در واقع دارید جهاد میکنید؛ چطور؟ مقصودم جهاد فرهنگى نیست؛ مقصودم این نیست که شما یک جایى سخنرانى‌اى بکنید یا یک حرفى بزنید یا یک کارى بکنید یا یک انفاقى بکنید یا یک تعلیمى بدهید - خب، اینها که به جاى خود محفوظ؛ اینها جهاد است - امّا خود همین که شما روى ویلچر نشسته‌اید یا روى تخت دراز کشیده‌اید یا با محرومیّت از بینایىِ چشم یا دست یا پا، دارید در کوچه و بازار حرکت میکنید، یک مبارزه است؛ چرا؟ چون نشان‌دهنده‌ى ابتلاء و محنت بزرگ این ملّت در یک دوران سخت است. شما در واقع مثل یک تصویرى، مثل یک تابلویى دارید جنگ را و دفاع مقدّس را به همه‌ى کسانى که شما را مى‌بینند نشان میدهید؛ شما تصویرى هستید از آن دوران ابتلاء بزرگ ملّت ایران و امتحان بزرگ ملّت ایران؛ خود این حضور شما و نفْس وجود شما، یک مبارزه، یک بیان و یک تبلیغ است. نگاه به شما نشان‌دهنده‌ى جنایات آن قدرتهایى است که از رژیم صدّام حمایت کردند و دفاع کردند؛ نگاه به شما حاکى است از عظمت و بزرگوارى آن امامى و آن انقلابى که توانست شما را این‌جور تربیت کند و به میدانهاى جنگ بفرستد؛ نگاه به شما حکایت میکند از تاریخ بخشى از عمر این ملّت ایران؛ بنابراین جانباز با وجود خود و با حضور خود در میان مردم، اعلان یک حقایقى است ولو یک کلمه حرف نزند، ولو در هیچ مراسمى به‌عنوان مبلّغ یا به‌عنوان مبیّن شرکت نکند؛ نفْس وجود شماها حاکى از حقایقى است؛ حقایق تاریخى، حقایق معرفتى، حقایق سیاسى، حقایق بین‌المللى؛ این طور است. این هم پیش خداى متعال فى‌نفسه داراى اجر است؛ این هم نکته‌ى بعدى.
 
نکته‌ى سوّم مربوط به این خانمها است که از شما به‌عنوان همسر پذیرایى میکنند و پذیراى رنج شما هستند. بله، همان‌طور که این آقا در این شعر قشنگشان بیان کردند، این خانمها به‌معناى واقعى کلمه ایثارگرند؛ این ایثار است، ایثار بزرگى است؛ خدمت آنها ارزش خیلى بالایى دارد. رنج مریض‌دارى از رنج مریضى اگر بیشتر نباشد، کمتر نیست. اینکه انسان یک جانباز را با مشکلاتش، با محدودیّتهاى جسمى‌اش پذیرایى کند، تروخشک کند، به حرف او گوش بدهد، در مقابل بى‌حوصلگى‌هاى طبیعى‌اى که جانباز ممکن است داشته باشد، بى‌حوصله نشود، خیلى اجر بالایى پیش خداى متعال دارد. من به خانمها - همسران شما جانبازان - میتوانم این عرض را بکنم که خداى متعال مژده میدهد به شماها به‌خاطر عظمت این کارى که انجام میدهید؛ این واقعاً یک جهاد و یک حماسه است؛ این هم یک نکته.
 
نکته‌ى آخر هم اینکه، هم شما جانبازان عزیز، هم خانمها، هم فرزندانتان و وابستگانتان و کسانى که در پذیرایى از شما سهمى دارند و نقشى دارند، سعى کنند این ثروت معنوى عظیم را حفظ کنند. بدانید که گاهى با غفلت ما، ثروتهاى بزرگى که در اختیار ما است، از دستمان میرود. اگر غفلت بکنیم، بى‌توجّهى کنیم، به اقتضاى این شأن معنوى و الهى عمل نکنیم، آنچه در اختیار ما است به‌عنوان این ثروت معنوى، از بین میرود؛ باید مراقب بود. خداوند به همه‌ى ما توفیق بدهد تا بتوانیم این موهبتهاى الهى را - که بعضى از موهبتها موهبتهاى مادّى است، بعضى موهبت معنوى است - ان‌شاءالله حفظ کنیم و شکرگزار اینها باشیم.
 
بنده مجدّداً به شما برادران عزیز و خواهران عزیز به‌خاطر این دیدار امروز و آمدنتان به حسینیّه خوشامد عرض میکنم و از شماها تشکّر میکنم، و از خداوند متعال شادىِ دلهاى شما و پیشرفت کارهاى شما و برآمدن حاجات و خواسته‌هاى شما را مسئلت میکنم. خداوند متعال ان‌شاءالله فرزندانتان را به شما ببخشد و زندگى‌تان را ان‌شاءالله شیرین کند و عمرهاى طولانى همراه با شفاى کامل ان‌شاءالله به شما عنایت کند. والسّلام‌علیکم‌ورحمةالله‌وبرکاته‌
۱) قبل از شروع بیانات معظّمٌ‌له، حجّت‌الاسلام والمسلمین سیّدمحمّدعلى شهیدى‌محلّاتى (نماینده‌ى ولىّ‌فقیه و رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران) و سرلشکر محمّدعلى جعفرى (فرمانده کلّ سپاه پاسداران انقلاب اسلامى) گزارشى ارائه کردند.

بیانات در دیدار فرماندهان سپاه پاسداران

نفوذ فرهنگی و سیاسی خطرناکتر از نفوذ اقتصادی و امنیتی است/ دشمن بدنبال دگرگون کردن باورهای جامعه و نفوذ در مراکز تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی است/ نباید گذاشت امید شیطانی به خواب رفتن ملت در دل دشمن پا بگیرد/ وظیفه نخبگان مستحکم‌کردن روحیه انقلابی است ۱۳۹۴/۰۶/۲5
حضرت آیت الله خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی صبح امروز (چهارشنبه) در دیدار هزاران نفر از فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، سپاه را نعمت بزرگ الهی و پاسدار آگاه و بینای انقلاب اسلامی در مسائل داخلی و خارجی خواندند و با تبیین الزامات و ابعاد پاسداری از انقلاب اسلامی افزودند: دشمن به امید واهی پایان یافتن انقلاب، در فکر نفوذ بخصوص نفوذ سیاسی فرهنگی است که شناخت توطئه های دشمن، تقویت و استحکام روحیه انقلابی و حرکت مستمر به سمت تحقق آرمانها این هدف را ناکام خواهد گذاشت.
حضرت آیت الله خامنه ای در این دیدار در تشریح جایگاه سپاهیان پاسدار و وظایف خطیر آنان در موقعیت کنونی و آینده کشور، به تبیین چهار کلمه «سپاه، «پاسداران»، «انقلاب» و «اسلامی» و ابعاد و خصوصیات و الزامات آن پرداختند.
ایشان کلمه «سپاه» را به معنای داشتن سازمان و تشکیلات و نظم و انضباط دانستند و خاطرنشان کردند: برای هیچ سازمان و نهادی همچون سپاه وظیفه سازمانی برای پاسداری از انقلاب اسلامی به عنوان عزیزترین حادثه تاریخی و جاری کشور، تعریف نشده است.
رهبر انقلاب اسلامی، «پیرنشدن و تجدید حیات» از طریق رشد و تعمیق و «تربیت عناصر جدید، کارآمد و فهیم» را از جمله الزامات تشکیلات سپاه برشمردند و گفتند: سپاه علاوه بر تربیت عناصر درونی جدید، با عناصری که در خدمت دستگاههای مختلف قرار می دهد بر آن مجموعه ها و تشکیلات تأثیرگذاری می کند و انسانهای مؤثری را رشد می دهد.
حضرت آیت الله خامنه ای با تأکید بر اینکه یکی دیگر از خصوصیات تشکیلاتی بودن سپاه، بوجود آمدن اقتدار «میدانی، سیاسی و هویتی و عزت بخشی» است، افزودند: از جمله ویژگیهای «سازمانی بودن سپاه»، جوان گرایی و استفاده از تجربه نیروهای قدیمی و کارکشته است که باید این روند حفظ شود و انقطاع نسلی در سپاه بوجود نیاید.
ایشان سپس، کلمه «پاسدار» و «پاسداری از انقلاب» را نماد اراده و حضور و هویت انقلابی دانستند و تأکید کردند: هنگامی که می گوییم پاسداری از انقلاب یعنی اراده انقلابی همچنان مستحکم وجود دارد و انقلاب نیز همچنان با قدرت و قوت زنده و حاضر است زیرا اگر انقلاب زنده نباشد، پاسداری از آن معنایی نخواهد داشت.
رهبر انقلاب اسلامی یکی دیگر از ابعاد مفهوم «پاسداری از انقلاب» را مورد تهدید بودن انقلاب، برشمردند و خاطرنشان کردند: اگر تهدیدی وجود نداشت، پاسداری از انقلاب لزومی نداشت، پس با توجه به وجود تهدیدات، باید آنها را شناخت.
حضرت آیت الله خامنه ای با تأکید براینکه یکی از وظایف اصلی سپاه، رصد دائمِ مسائل داخلی، منطقه ای و بین المللی بمنظور شناخت تهدیدها است، گفتند: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی یک سازمان سر به زیر و سرگرم کارهای اداری خود نیست بلکه یک ناظرِ آگاه و بینا و متوجه مسائل داخلی و خارجی است.
ایشان اهمیت مجموعه اطلاعات سپاه را در این بخش یادآور شدند و افزودند: مجموعه اطلاعات سپاه باید بطور دائم مسائل را رصد و تهدیدها را شناسایی کند.
رهبر انقلاب اسلامی یکی دیگر از ابعاد کلمه «پاسداری از انقلاب» را «هوشیاری و بیداری دائم» دانستند و تأکید کردند: ما هیچگاه شروع کننده جنگ نبوده و نخواهیم بود اما چون انقلاب اسلامی همواره در معرض تهدید معارضین و مزاحمین است، هوشیاری و بیداری همیشگی سپاه و آمادگی های متناسب با تهدیدها کاملاً ضروری است.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به بُعد دیگر «پاسداری از انقلاب» یعنی «پاسداشت و گرامیداشت انقلاب» گفتند: لازمه گرامیداشت و قدرشناسی انقلاب اسلامی، معرفت آگاهانه، روشن و جامع نسبت به انقلاب است که باید چنین معرفتی در همه بخش ها و سلسله مراتب سپاه وجود داشته باشد.
ایشان با اشاره به اینکه یکی از راههای نفوذ دشمن، ایجاد خلل در باورها است، افزودند: راه مقابله با چنین نفوذی، مجهز شدن سپاهیان به منطق مستحکم انقلاب از طریق افزایش قدرت اقناعی، منطقی و بیانی در مورد انقلاب اسلامی است.
حضرت آیت الله خامنه ای شناخت دشمن را یکی دیگر از ابعاد «پاسداری از انقلاب» برشمردند و گفتند: منظور از دشمن، استکبار جهانی، و مظهر کامل آن امریکا است که رژیم های مرتجع و انسانهای ضعیف النفس، عوامل آن هستند.
ایشان افزودند: لازمه پاسداری از انقلاب، شناخت نقاط ضعف معرفتی و عملی دشمن و توجیه افرادی است که هنوز شناخت صحیح از دشمن ندارند.
رهبر انقلاب اسلامی سپس به برخی نقاط ضعف و تناقض های مبانی دشمن اشاره کردند و گفتند: دشمنان انقلاب اسلامی کسانی هستند که از سالها قبل با شعار «برقراری امنیت»، «مبارزه با تروریسم»، «برقراری دموکراسی» و «ایجاد صلح» به منطقه آمدند اما اکنون دستاورد حضور آنان، ناامنی و ظهور تروریسم وحشی و خشن و شعله ور شدن آتش جنگ در منطقه است.
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: شعار «برقراری دموکراسی» در منطقه که از طرف امریکاییها سر داده می شود، اکنون به یکی از مشکلات اصلی و پاشنه آشیل آنها تبدیل شده است زیرا امروز مرتجع ترین، و دیکتاتورترین رژیم های منطقه، با کمک و حمایت های امریکا، به جنایات خود ادامه می دهند.
رهبر انقلاب اسلامی که سخنانشان را در تبیین 4 کلمه شکل دهنده تعبیر «سپاه پاسداران انقلاب اسلامی» متمرکز کرده بودند، پس از بررسی معنا و مفهوم کلمات سپاه و پاسدار، به تشریح معنای حقیقی انقلاب پرداختند.
ایشان انقلاب را حقیقتی، ماندگار و دائم و «صیرورت و تحولی عمیق و پایان ناپذیر» خواندند و افزودند: برخلاف تصورات و القائات اتاق فکرهای بیگانه که در داخل هم عده ای آنها را تکرار می کنند، انقلاب تمام شدنی نیست و تبدیل آن به «جمهوری اسلامی» به معنایی که آنها فکر می کنند امکان پذیر نخواهد بود.
حضرت آیت الله خامنه ای، ترسیم آرمانهای اساسی را اولین گام یک انقلاب برشمردند و خاطرنشان کردند: این اصول و آرمانها برخلاف وسائل و روشها تغییر ناپذیرند.
رهبر انقلاب با استفاده از تعبیری قرآنی، آرمان را همان حیات طیبه معنا کردند و افزودند: حیات طیبه، شامل همه مواردی می شود که یک ملت برای دستیابی به سعادت به آنها نیاز دارد.
ایشان، عزت ملی، استقلال به معنای آزادی ملی از ظلم و ستم و تسلط زورگویان جهانی، پیشرانی همراه با معنویت در علم و تمدن جهانی ، عدالت ،رفاه، خلقیات اسلامی و سبک زندگی اسلامی را از جمله خصوصیات حیات طیبه خواندند و افزودند: حرکت به سمت این جامعه آرمانی، حرکتی مستمر و در واقع صیرورت و تحول دائم به سمت پروردگار است.
ایشان ایمان به الله و کفر به طاغوت را یکی دیگر از ویژگی های حیات طیبه برشمردند و افزودند: غرب در تبلیغاتی که در داخل هم به نوعی تکرار می شود برای تضعیف تدریجی تنفر ملت از استکبار می گوید لازم نیست هرکسی به خدا ایمان دارد به طاغوت کافر باشد اما ایمان به پروردگار و کفر به طاغوت یک ویژگی به هم پیوسته حیات طیبه است.
رهبر انقلاب ایدئولوژی زدایی از دیپلماسی و سیاست داخلی را از دیگر محورهای تبلیغات کنونی غرب خواندند و خاطرنشان کردند: می خواهند ما اصول خود را در سیاست خارجی دخالت ندهیم اما فکر و عقیده و ایدئولوژی در همه زمینه ها «راهنمایی تعیین کننده به شمار می رود».
حضرت آیت الله خامنه ای در ادامه به تبیین تناقض ذاتی دو گزاره ای پرداختند که اخیراً در تبلیغات بیگانگان تکرار می شود.
ایشان گفتند دشمنان از یک طرف می گویند جمهوری اسلامی در منطقه دارای قدرت و نفوذ و تأثیرگذاری است و از طرف دیگر می گویند روحیه و تفکر انقلابی را کنار بگذارید تا جذب جامعه جهانی شوید.
رهبر انقلاب افزودند: این دو گزاره با هم متناقضند زیرا قدرت و نفوذ ما به علت روحیه و عملکرد انقلابی است و طبعاً اگر آن را کنار بگذاریم ضعیف می شویم.
ایشان افزودند: هدف اصلی دشمنان این است که ملت ایران تفکر انقلابی را کنار بگذارد تا قدرت خود را از دست بدهد و در نقشه های چند کشور زورگو که خود را جامعه جهانی می نامند هضم و محو شود.
حضرت آیت الله خامنه ای پس از بررسی ابعاد مختلف مفهوم انقلاب، به تبیین ویژگی های چهارمین کلمه تشکیل دهنده «سپاه پاسداران انقلاب اسلامی» یعنی اسلام پرداختند.
ایشان تأکید کردند: اسلام، پایه و مایه انقلاب است اما عده‌ای از اسم اسلام هم می‌ترسند و بجای انقلاب اسلامی می‌گویند «انقلاب 57».
رهبر انقلاب، اسلام ناب را «همه محتوای انقلاب» خواندند و با انتقاد شدید از تفکرات عوامانه، انحرافی و ابلهانه تکفیریها افزودند: اسلامِ متکی بر عقل و نقل، و مستند به قرآن و معارف پیامبر و اهل‌بیت علیهم‌السلام، مبنای انقلاب ماست که در همه محافل بروز جهان، با منطقی قوی، قابل ارائه و دفاع است.
حضرت آیت الله خامنه‌ای با اشاره به نفوذ انقلاب اسلامی در افکار و دلهای ملتهای مسلمان تأکید کردند: «اسلامِ منحصر در عمل شخصی»، «اسلامِ سکولار»، «اسلامِ بدون جهاد و شهادت» و بدون نهی از منکر، مورد قبول ملت ایران نیست و «اسلامِ انقلاب» را می‌توان در آیات قرآن و وصیتنامه امام(ره) و سخنان و مکتوبات ایشان جستجو کرد.
رهبر انقلاب در جمع‌بندی این بخش از سخنانشان خطاب به سپاهیان پاسدار تأکید کردند: شما سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با چنین معنا و مفهوم وسیع و عمیق هستید و باید با کمال هوشیاری، و با تمام توان به پاسداری خود ادامه دهید.
ایشان با انتقاد از حرفها و نوشته‌هایی که دانسته یا ندانسته تضعیف سپاه را دنبال می‌کند، افزودند: سپاه پاسداران، نعمت بزرگ الهی است و همه باید قدردان این نعمت باشند.
حضرت آیت الله خامنه‌ای، قدرشناسی از سپاه را در درجه اول متوجه خود این نهاد دانستند و افزودند: با استحکام روزافزون بافت معنوی و فکری و عملی خود، پرهیز شدید از بهانه دادن به دست دیگران، دوری مطلق از مسائلی که به کرامت سپاه لطمه می‌زند، و حرکت در خط مستقیم انقلاب در زمینه‌های اقتصادی، مالی و سیاسی، شأن و شخصیت سپاه پاسداران را قدردانی و مراقبت کنید.
رهبر انقلاب همچنین با تأکید بر ضرورت توجه کامل سپاه پاسداران به همه تهدیدها افزودند: تلاش دشمن برای نفوذ، از جمله تهدیدات بزرگ است.
ایشان افزودند: نفوذ اقتصادی و امنیتی البته خطرناک است و پیامدهای سنگینی دارد اما نفوذ سیاسی و فرهنگی دشمن، خطر بسیار بالاتری است که همه باید مراقب آن باشند.
حضرت آیت الله خامنه‌ای، سرمایه‌گذاری سنگین دشمنان برای نفوذ فرهنگی و تغییر تدریجی باورهای مردم را یادآور شدند و افزودند: در زمینه سیاسی نیز بیگانگان بدنبال نفوذ در مراکز تصمیم‌گیری و اگر نشد، نفوذ در مراکز تصمیم‌سازی هستند که در صورت تحقق این توطئه، جهت‌گیریها، تصمیمات و حرکت عمومی کشور، بر اساس خواست و اراده بیگانگان، تنظیم و اجرایی خواهد شد.
رهبر انقلاب در پایان سخنانشان با تأکید بر ضرورت بیداری عمومی در مقابل ترفندهای دشمنان افزودند» آنها منتظرند که ملت و نظام خوابشان ببرد که اهدافشان را محقق کنند اما ملت و مسئولان نمی‌گذارند امید شیطانی بیگانگان درباره به خواب رفتن ملت، در دل دشمن پا بگیرد.
حضرت آیت الله خامنه‌ای تأکید کردند: باید پایه‌های تفکر و روحیه انقلابی را چنان در کشور مستحکم کنیم که هیچ چیز در ادامه این مسیر درخشان خللی ایجاد نکند که این وظیفه اساسی همه نخبگان است.
رهبر انقلاب اسلامی همچنین با اشاره به اهمیت و جایگاه ماه ذی‌حجه، همه مردم را به بهره‌گیری معنوی از ساعات و روزهای مهم این ماه شریف بخصوص روز بزرگ عرفه توصیه کردند: باید روز عرفه را قدر دانست و دعاهای پرمضمون این روز را با تأمل و تفکر خواند و توشه ای برای مسیر دشوار و طولانی زندگی و بدست آوردن نیرو و نشاط لازم در این مسیر، برگرفت.

بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌
و الحمدللَّه ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا ابی‌القاسم المصطفی محمّد و علی آله الأطیبین الأطهرین المنتجبین سیّما بقیّةالله فی الارضین.
 خوشامد عرض میکنیم به همه‌ی شما برادران و خواهران عزیز که از شهرهای مختلف رنج سفر را تحمّل فرمودید و زحمت کشیدید و تشریف آوردید و فضای حسینیّه‌ی ما را با حضور خودتان، با احساسات خودتان متبرّک کردید. بخصوص برادران و خواهرانی که از راه‌های دور تشریف آوردند، و امیدواریم که رحمت الهی و فضل الهی شامل حال یکایک شما برادران و خواهران باشد.
 این ایّام تصادفاً مقارن است با ایّام متبرّک ماه ذی‌قعده و روزهای پرخاطره‌ی ماه شهریور. برکات ماه ذی‌قعده هم برکات فراوانی است؛ خاطرات شهریورماه هم خاطرات پرمعنا و پرمغزی است. ماه مبارک ذی‌قعده، اوّلِ ماه‌های حرام است؛ یازدهم این ماه ولادت مبارک حضرت ثامن‌الحجج (علیه آلاف التّحیّة و الثّناء) و دهه‌ی کرامت است؛ روز بیست‌وسوّم این ماه روز زیارتی مخصوص حضرت ثامن‌الحجج (علیه الصّلاة و السّلام) است؛ روز بیست‌وپنجم این ماه روز دحوالارض است که روز با برکتی است؛ شب نیمه‌ی ماه ذی‌قعده از شبهای متبرّک سال است که اعمالی دارد؛ روزهای یکشنبه‌ی ماه ذی‌قعده ایّام توبه و انابه است و عملی دارد که مرحوم عارف بزرگوار حاج میرزا جواد آقای ملکی در المراقبات نقل میکند از رسول مکرّم اسلام که خطاب به اصحاب خود فرمود: کدامِ از شماها مایلید توبه کنید؟ همه گفتند ما میخواهیم توبه کنیم -ظاهراً ماه ذی‌قعده بوده است- طبق این نقل و این روایت حضرت فرمودند که در روزهای یکشنبه‌ی این ماه این نماز را -یک نمازی با یک خصوصیّتی در مراقبات ایشان ذکر میکنند- انجام بدهید. غرض، ایّام در ماه ذی‌قعده که اوّل ماه‌های حرام است در این سه ماه متوالی، ایّام و لیالی مبارک و متبرّکی است، پر از برکات است؛ باید از اینها استفاده کرد.
 ماه شهریور هم از ماه‌های پرخاطره است. هفدهم شهریور سال ۱۳۵۷، یعنی چند ماه به پیروزی انقلاب، در همین میدان شهدای تهران، عوامل رژیم طاغوت مردم بی‌پناه را به رگبار مسلسل بستند و تعداد زیادی -که هنوز هم برای ما معلوم نیست لکن تعداد کثیری [بودند]- از مردم را در آن میدان به قتل رساندند. در همین ماه شهریور، ترور ناجوانمردانه‌ی رئیس جمهور و نخست‌وزیر کشور -مرحوم شهید رجائی و مرحوم شهید باهنر- اتّفاق افتاد. در همین ماه شهریور، ترور شهید آیت‌الله قدّوسی -دادستان کلّ کشور- اتّفاق افتاد. در همین ماه شهریور، شهادت امام‌جمعه‌ی تبریز(۱) به‌دست منافقین اتّفاق افتاد. در همین ماه شهریور -روز آخر شهریور- حمله‌ی نظامی رژیم بعثی صدّام به کشور اتّفاق افتاد. اینها خاطرات عجیبی است، پرمعنا است، پُرمغز است. در همه‌ی این حوادث، رژیم آمریکا پشت قضیّه بود؛ عوامل آمریکایی بودند که یا به‌طور مستقیم کمک کردند یا تشویق کردند یا حدّاقل چشمشان را بر این جنایات بستند.
 جوانهای ما باید این خاطرات را فراموش نکنند؛ یکی از چیزهایی که بنده نگران آن هستم، این است که این نسل جوانِ بالنده‌ی ما که بحمدالله، هم آگاه و با بصیرت است، هم دارای انگیزه است، آماده به‌کار است، وسط میدان است، انقلابی است، بتدریج این حوادث مهم را، این عبرتهای بزرگ دوران معاصر را از یاد ببرد؛ این کم‌کاری ما است، کم‌کاری دستگاه‌های مسئول است؛ این حوادث نباید کهنه بشود؛ حافظه‌ی تاریخی یک ملّت نباید ضعیف بشود. اگر جوانهای ما در سرتاسر کشور این حوادث را ندانند، تحلیل نکنند، عمق‌یابی نکنند، در شناخت کشورشان و در شناخت آینده دچار اشتباه خواهند شد. جوانها باید این حوادث را درست بشناسند و بدانند که چه شد، چه اتّفاق افتاد، چه کسی بود؛ اینها را باید جوانها بفهمند.
 یک کشتار دیگری مثل کشتار هفدهم شهریور، در هشتم بهمن در همین میدان انقلاب در اینجا اتّفاق افتاد که غالباً بی‌توجّه به آن هستند؛ عوامل رژیم افتادند به جان مردم. از خاطرات این ژنرال آمریکایی(۲) که در روزهای آخر عمر رژیم گذشته برای نجات رژیم به تهران آمده بود، نقل کردند؛ او میگوید من ژنرال‌های شاه را جمع کردم و به آنها گفتم که لوله‌های تفنگها را پایین بیاورید؛ یعنی مسلّحین رژیم شاه که با مردم مواجه بودند، خیلی اوقات تیرهای هوایی میزدند که مردم را بترسانند، این آقا به ژنرال‌های شاه توصیه میکند و میگوید لوله‌ی تفنگها را بیاورید پایین و به مردم بزنید؛ آنها هم اینجا در این میدان انقلاب به این دستور عمل کردند؛ لوله‌های تفنگ را پایین آوردند، مردم را هدف قرار دادند، عدّه‌ی زیادی را به شهادت رساندند؛ ولی اثر نکرد، مردم عقب نرفتند، مردم ادامه دادند. بعد یکی از فرماندهان ارتش شاه -ارتشبد قره‌باغی- می‌آید پیش هایزر و میگوید این دستور تو فایده‌ای نداشت و مردم را نتوانست به عقب براند. هایزر در خاطراتش مینویسد که چقدر اینها تحلیل‌های کودکانه‌ای دارند!یعنی چه؟ یعنی [میگوید] توقّع قره‌باغی این بود که با یک بار مردم را به رگبار بستن قضیّه تمام میشود؛ نه، باید ادامه پیدا کند، باید هرجا با مردم مواجه میشوند، آنها را قتل‌عام کنند! آمریکا این است؛ آمریکا ۲۵ سال در این کشور حاکمیّت مطلق داشته است؛ به ژنرال‌های رژیم شاه این‌جور دستور میدهد؛ در زمینه‌های اقتصادی، در زمینه‌های سیاسی، در زمینه‌های امنیّتی، در زمینه‌های سیاست خارجی، در ایران حرف حرف آمریکایی‌ها بود؛ حاکمیّت مطلق آمریکا در دوران رژیم طاغوت. این‌جور رژیمی بر کشور ما حکومت میکرد که افسرش هم تابع آمریکایی است، وزیر دارایی‌اش هم تابع او است، وزیر دفاعش هم تابع او است، نخست وزیرش هم تابع او است، خود شاه هم تابع آمریکا است؛ بی‌چون‌وچرا ! یک چنین رژیمی بر این مملکت حکومت میکرد.
 آمریکا در کشور ما فرعونیّت میکرد، مثل فرعون: یَستَضعِفُ طآئِفَةً مِنهُم یُذَبِّحُ اَبنآءَهُم وَ یَستَحی نِسآءَهُم؛(۳) با مردم ما این‌جور رفتار میکردند؛ موسای زمان آمد، تخت‌وبخت این فرعون و دنباله‌روهای او را واژگون کرد و از بین برد؛ انقلاب این است. یک‌سال و دو ماه بعد از همین حادثه‌ی شهریور -یعنی در آبان ۱۳۵۸- جوانان امام بزرگوار ما، جوانان پیرو خطّ امام، رفتند این جاسوس‌خانه‌ی آمریکا را فتح کردند؛ آمریکایی‌ها را دست‌بسته و چشم‌بسته اسیر خودشان کردند؛ موسی‌ این‌دفعه فرعون را این‌جور شکست داد. حالا بعضی میگویند چرا آمریکایی‌ها با ایران بدند؟ خب علّتش همین است؛ ایران یکسره در مشت آمریکا بود، در دست آمریکا بود؛ همه‌ی اجزای اصلی وجود کشور با اراده‌ی آمریکایی‌ها حرکت میکرد؛ امام آمد و به‌وسیله‌ی این مردم، آمریکا را از این مملکت بیرون کرد؛ باید هم دشمن باشند، باید هم دشمنی بکنند؛ و دارند میکنند، همین حالا دارند دشمنی میکنند.
 امام بزرگوار فرمود: آمریکا شیطان بزرگ است؛(۴) این «شیطان بزرگ» خیلی حرف پرمغزی است. رئیس همه‌ی شیطانهای عالم، ابلیس است؛ امّا ابلیس بنا به تصریح قرآن، تنها کاری که میتواند بکند این است که انسانها را اغواء میکند؛ بیشتر از اغواء، کاری نمیتواند بکند؛ انسانها را اغواء میکند، فریب میدهد، وسوسه میکند؛ امّا آمریکا، هم اغواء میکند، هم کشتار میکند، هم تحریم میکند، هم فریب میدهد، هم ریاکاری میکند؛ پرچم حقوق بشر را بلند میکند، ادّعای طرف‌داری از حقوق بشر میکند [امّا] هر چند روز یک بار در خیابانهای شهرهای آمریکا یک بی‌گناهی، یک بی‌سلاحی به دست پلیس آمریکا به خاک‌وخون میغلتد؛ غیر از بقیّه‌ی جنایات و فجایعشان. این هم رفتارشان در ایران در دوران رژیم طاغوت و جنگ‌آفرینی‌هایشان، جنگ‌افروزی‌هایشان، به راه انداختن جریانهای جنگ‌افروز از قبیل همینهایی که حالا در عراق و سوریه و بقیّه‌ی جاها مشغول خرابکاری هستند؛ اینها کارهای آمریکا است. حالا بعضی‌ها اصرار دارند این شیطان بزرگ را با این خصوصیّات -که از ابلیس بدتر است- بزک کنند و به شکل فرشته وانمود کنند. چرا؟ دین به‌کنار، انقلابیگری به‌کنار؛ وفاداری به مصالح کشور چه میشود؟ عقل چه میشود؟ کدام عقلی و کدام وجدانی اجازه میدهد که انسان قدرتی مثل قدرت آمریکا را به‌عنوان دوست، به‌عنوان مورد اعتماد، به‌عنوان فرشته‌ی نجات انتخاب بکند؟ این‌[گونه‌] هستند؛ حقیقت امر این است. بله، خودشان را می‌آرایند؛ با ظاهر اتوکشیده، با کراوات، با ادکلن، با ظواهر بظاهر چشمگیر، خودشان را در چشم افراد ساده‌لوح جور دیگری جلوه میدهند؛ حقیقت رژیم آمریکا اینها است. این در مورد ما است؛ در مورد کشورهای دیگر هم همین‌جور است. ملّت بزرگ ایران این شیطان بزرگ را از کشور بیرون کرد؛ نباید بگذاریم دوباره برگردد؛ نباید بگذاریم از در رفت، از پنجره برگردد؛ نباید اجازه بدهیم نفوذ پیدا کند؛ دشمنی اینها تمام نمیشود.
 بعد از قضیّه‌ی «برجام» و این توافقی که سرنوشت آن هم اینجا و آنجا درست معلوم نیست، الان همین حالا در کنگره‌ی آمریکا علیه ایران مشغول توطئه‌اند؛ خبرهایی که به ما میرسد، نشان میدهد که همین حالا یک عدّه‌ای در داخل کنگره‌ی آمریکا مشغول طرّاحی مصوّبه‌ای هستند برای اذیّت کردن و برای ایراد درست کردن و برای مشکل فراهم کردن برای جمهوری اسلامی ایران؛ دشمنی اینها این‌جور است؛ تمام‌شدنی نیست.
 این دشمنی‌ها ادامه پیدا میکند؛ تا کی ادامه پیدا میکند؟ تا وقتی شما قوی بشوید، تا وقتی ملّت ایران آن‌چنان قوی بشود که دشمن مأیوس بشود از تهاجم سیاسی یا امنیّتی یا نظامی یا اقتصادی یا تحریم و غیرذلک. باید ما قوی بشویم؛ باید در داخل، خودمان را قوی کنیم. بنده مکرّر عرض کرده‌ام این قوّتی که برای کشور لازم است چه‌جوری تأمین میشود؛ اوّلاً از راه یک اقتصاد قوی؛ همین اقتصاد مقاومتی که سیاستهای آن ابلاغ شده است و بر روی زمین و به‌صورت کار عملی و عملیّاتی و اجرائی هم باید با شدّت هرچه تمام‌تر و بدون فوت وقت دنبال بشود؛ خب یک کارهایی را دوستان ما در دولت دارند انجام میدهند بحمدالله؛ یکی این است که اقتصاد کشور قوی بشود، جوان کشور بیکار نماند، ابتکارهای جوانها روی زمین نماند؛ این یکی از راه‌هایش است.
 یک راه دیگر، توسعه‌ی علم است؛ کاروان علم شتاب خود را از دست ندهد، در علم پیشروی کنیم، همه چیز به علم وابسته است؛ این هم یکی از راه‌های تقویت است.
 یکی از مهم‌ترین راه‌های تقویت درونی، حفظ روحیّه‌ی انقلابیگری است در مردم؛ بخصوص در جوانها. سعی دشمنان این است که جوان ما را لاابالی بار بیاورند، نسبت به انقلاب بی‌تفاوت بار بیاورند، روحیّه‌ی حماسه و انقلابیگری را در او بکُشند و از بین ببرند؛ جلوی این باید ایستاد. جوان، روحیّه‌ی انقلابیگری را باید حفظ کند. و مسئولین کشور جوانهای انقلابی را گرامی بدارند؛ این‌همه جوانهای حزب‌اللّهی و انقلابی را برخی از گویندگان و نویسندگان نکوبند به اسم افراطی و امثال اینها. جوان انقلابی را باید گرامی داشت، باید به روحیّه‌ی انقلابیگری تشویق کرد؛ این روحیّه است که کشور را حفظ میکند، از کشور دفاع میکند؛ این روحیّه است که در هنگام خطر به داد کشور میرسد. سه عامل اساسی اقتدار ملّی اینها است: اقتصاد قوی و مقاوم، علم پیشرفته و روزافزون، و حفظ روحیّه‌ی انقلابیگری در همه بخصوص در جوانها؛ اینها است که میتواند کشور را حفظ کند؛ آن‌وقت دشمن مأیوس خواهد شد.
 آمریکا دشمنی خودش را پنهان هم نمیکند. بله، تقسیم وظایف میکنند؛ یکی لبخند میزند، یکی مصوّبه علیه جمهوری اسلامی تهیّه میکند و دنبال میکند؛ این به‌نحوی تقسیم وظایف است. دنبال چیزی به نام مذاکره‌ی با ایرانند؛ [امّا] مذاکره بهانه است، مذاکره وسیله برای نفوذ است، مذاکره وسیله برای تحمیل خواستها است. ما فقط در قضیّه‌ی هسته‌ای به دلایل مشخّصی که مکرّر هم این دلایل را ذکر کرده‌ایم، موافقت کردیم بروند مذاکره کنند؛ خب مذاکره کردند. بحمدالله مذاکره‌کنندگان ما هم در این عرصه خوب ظاهر شدند؛ امّا در عرصه‌های دیگر ما اجازه‌ی مذاکره ندادیم و با آمریکا مذاکره نمیکنیم؛ با همه‌ی دنیا ما مذاکره میکنیم، [امّا] با آمریکا نمیکنیم. ما اهل مذاکره‌ایم، اهل تفاهمیم؛ هم مذاکرات در سطح دولتها، هم مذاکرات در سطح اقوام، هم مذاکرات در سطح ادیان؛ ما اهل مذاکره‌ایم و با همه مذاکره میکنیم جز با آمریکا؛ و البتّه رژیم صهیونیستی بجای خود محفوظ که اصل وجود رژیم صهیونیستی، وجود نامشروع و دولت جعلی است.
 یک جمله راجع به رژیم صهیونیستی عرض بکنیم؛ بعد از اتمام این مذاکراتِ هسته‌ای، شنیدم صهیونیست‌ها در فلسطین اشغالی گفتند فعلاً با این مذاکراتی که شد، تا ۲۵ سال از دغدغه‌ی ایران آسوده‌ایم؛ بعد از ۲۵ سال فکرش را میکنیم. بنده در جواب عرض میکنم اوّلاً شما ۲۵ سال آینده را نخواهید دید. ان‌شاءالله تا ۲۵ سال دیگر، به توفیق الهی و به فضل‌الهی چیزی به نام رژیم صهیونیستی در منطقه وجود نخواهد داشت؛ ثانیاً در همین مدّت هم روحیّه‌ی اسلامیِ مبارز و حماسی و جهادی، یک لحظه صهیونیست‌ها را راحت نخواهد گذاشت؛ این را بدانند. ملّتها بیدار شده‌اند، میدانند دشمن کیست؛ حالا دولتها و بوقهای تبلیغاتی و مانند اینها میخواهند جای دشمن و دوست را عوض کنند، [امّا] به جایی نمیرسد. ملّتها -ملّتهای مسلمان، بخصوص ملّتهای منطقه- حواسشان جمع است و میدانند. خب، این وضع رژیم صهیونیستی و آن هم [وضع‌] آمریکا.
 یک جمله در باب مسئله‌ی انتخابات عرض بکنیم.(۵) مسئله‌ی انتخابات یکی از مسائل فعلی و نقد ما است. البتّه برخی متأسّفانه از ۵/۱ سال پیش، دو سال پیش از انتخابات شروع کردند مسائل انتخابات را مطرح کردن؛ این به‌نظر ما مصلحت نیست؛ فضای کشور را بی‌موقع نباید فضای انتخاباتی کرد؛ از ۵/۱ سال پیش -که تقریباً دو سال به انتخابات امسال مانده بود که آخر سال است- بعضی‌ها شروع کردند در مطبوعات و در حرفها، راجع به انتخابات حرف زدن، بحث کردن. وقتی فضای انتخاباتی در کشور به‌وجود می‌آید، بسیاری از مسائل اصلی جامعه به حاشیه میرود و فراموش میشود. خب، فضای انتخابات، فضای رقابت و تعارض است؛ ما چرا بیخود این فضای رقابت را، فضای تعارض را، بکشانیم به یک سال دو سال قبل؟ شروع زودهنگام این بحثها به نظر ما مصلحت نیست. لکن حالا چرا؛ الان که سه چهار ماه مثلاً به انتخابات باقی است، جای آن است که راجع به انتخابات عرایضی عرض بشود. حالا من امروز برخی از نکات را عرض میکنم و در آینده هم اگر عمری بود و زنده بودیم، عرایضی در باب انتخابات خواهیم داشت.
 مسئله‌ی انتخابات برای کشور، مسئله‌ی بسیار مهمّی است. انتخابات، مظهر کامل حضور و انتخاب مردم است. مردم با حضور خودشان در صحنه‌ی انتخابات -چه در انتخابات ریاست جمهوری، چه در انتخابات مجلس شورای اسلامی، چه در انتخابات مجلس خبرگان- مردم‌سالاری واقعی را در این کشور شکل میدهند؛ این خیلی مهم است. ما این را در طول این ۳۶ سال، ۳۷ سالی که از اوّل انقلاب گذشته است، نگذاشتیم تعطیل بشود یا تأخیر بیفتد. در کشورهای گوناگون وقتی جنگ میشود یا یک حادثه‌ای اتّفاق می‌افتد، انتخابات را عقب می‌اندازند، [امّا] در ایران انتخابات یک روز از موعد مقرّر خودش عقب نیفتاده است؛ در هیچ برهه‌ای از برهه‌ها. تهران بمباران میشد، شهرهای خوزستان و ایلام و کرمانشاه و بقیّه‌ی جاها بمباران میشد، درعین‌حال انتخابات در موعد معیّن انجام میگرفت. در اقصی‌نقاط کشور همین‌جور بود؛ در روستاها و [حتّی] در جاهایی که رفت‌وآمد سخت است. انتخابات در این کشور تعطیل نشده است. بعضی میخواستند تعطیل کنند انتخابات را -در بعضی از دوره‌ها برخی از آدمهای سیاست‌باز و سیاست‌زده سعی‌شان این بود که انتخابات را تعطیل کنند یا عقب بیندازند- [امّا] به توفیق الهی جلوی اینها گرفته شد و انتخابات در موعد معیّن انجام گرفت. این اهمّیّت انتخابات است. خب، به همین دلیل هم هست که بحمدالله انتخابات ما مظهر مردم‌سالاری است.
 نظام جمهوری اسلامی یک نظام مردم‌سالار به معنای واقعی است. خب، دشمن البتّه حرف میزند؛ آمریکایی‌ها و عوامل تبلیغاتی‌شان دائماً علیه انتخابات ما به شکلهای مختلف حرف میزنند. آمریکایی‌ها ۲۵ سال در دوران رژیم طاغوت، در ایران حضور داشتند، [امّا] مجلسهای شورای فرمایشی و مسخره‌ی آن روز، یک بار مورد انتقاد آمریکایی‌ها قرار نگرفت. اگر به تاریخ مراجعه کنید و قضایای انتخابات دوران محمّدرضا را بخوانید -و قبل از آن هم بدتر از آن، دوران رضاشاه- [اوّل‌] که انگلیس‌ها در اینجا مسلّط بودند و بعد هم آمریکایی‌ها مسلّط شدند، یک بار به این انتخابات فرمایشیِ نمایشیِ مسخره اعتراض نکردند؛ الان هم به رژیمهای مستبد و دیکتاتور و وراثتی‌ای که در این منطقه هست، یک کلمه اعتراض نمیکنند، امّا به ایران که این‌جور پشت سر هم انتخابات انجام گرفته است و همه‌ی ارکان نظام -از رهبری نظام و رئیس جمهوری نظام، تا نمایندگان مجلس، تا نمایندگان خبرگان، تا نمایندگان شوراهای شهری- به‌وسیله‌ی مردم انتخاب میشوند، دائم اعتراض میکنند، اشکال میکنند، ایرادهای دروغین میکنند.
 انتخابات‌های ما بحمدالله در این مدّت، انتخابات‌های سالمی بوده است. نکته‌ای که بنده میخواهم عرض بکنم این است که انتخابات‌های ما انتخابات‌هایی بوده است که برطبقِ معیارهای متعارف بین‌المللی، یکی از بهترین و سالم‌ترین انتخابات بوده است با نصابِ شرکت بالای مردم. متأسّفانه یکی از عادتهای بدی که بعضی در داخل دارند، این است که دائماً در سلامت انتخابات در هر دوره‌ای خدشه کنند. از قبل از انتخابات مکرّر دَم بزنند از تقلّب، از دغدغه، از اینکه چنین بشود، چنان بشود؛ این کار غلطی است. در طول این ۳۷ سال، مردم به‌خاطر اعتمادی که در دوره‌های مختلف و دولتهای مختلف به نظام داشتند، در عرصه‌ی انتخابات شرکت کردند، حضور پُرشور پیدا کردند. چرا بعضی‌ها به دست خودشان این اعتماد را میخواهند خدشه‌دار کنند؟ مردم به نظام اعتماد دارند. وقتی انتخابات هست، می‌آیند وارد انتخابات میشوند و رأی میدهند؛ چرا انسان بایستی این را خدشه‌دار بکند با دغدغه‌های بیخود و دروغین که نبادا [تخلّفی بشود]. خب، معلوم است؛ اجازه داده نمیشود؛ مراقبتهای شدید انجام میگیرد. یکی از بزرگ‌ترین برکات وجود شورای نگهبان همین است که مراقبند؛ مراقب خطا و اشتباهند و اجازه نمیدهند تخلّفی انجام بگیرد؛ دیگر دستگاه‌ها هم همین‌جور. در طول این سالها هم گاهی در بعضی از دوره‌ها به ما گزارش میشد که انتخابات اشکال پیدا کرده است؛ ما دستور میدادیم میرفتند تحقیق میکردند، معلوم میشد که نخیر، این‌جوری نیست. گاهی ممکن است در گوشه‌وکنار یک تخلّفی انجام بگیرد که در نتیجه‌ی انتخابات هیچ تأثیری نداشته باشد -آن مهم نیست- [امّا] انتخابات در همه‌ی دوره‌ها سالم است.
 رأی مردم هم به معنای واقعی کلمه حقّ‌النّاس است؛ حقّ‌النّاس است. وقتی می‌آید برادر و خواهر ایرانی در انتخابات شرکت میکند و رأی در صندوق می‌اندازد، رعایت این حقّ او واجب شرعی است، واجب اسلامی است؛ در این امانت او نباید خیانت کرد؛ واقعاً حقّ‌النّاس است. نتیجه‌ی آراء هم هرچه شد، بایستی به آن ملتزم بود؛ این هم حقّ‌النّاس است. اینکه ما در سال ۸۸ در مقابل کسانی که اصرار میکردند باید انتخابات باطل بشود ایستادیم، به‌خاطر همین بود که از حقّ‌النّاس دفاع کردیم. چهل میلیون [نفر] -بالاترین نصاب انتخابات- در سال ۸۸ در [دادن‌] آراء شرکت کردند. خب، یک نتیجه‌ای داد. هر کسی [هم‌] برنده‌ی این انتخابات میشد، ما همین‌جور می‌ایستادیم، دفاع میکردیم. بنده از حقّ‌النّاس دفاع کردم، از حقّ مردم دفاع کردم. باز هم هر وقتی که مردم رأی بدهند -به هر کسی که مردم بپسندند و بپذیرند و رأی بدهند- بنده از رأی مردم دفاع خواهم کرد؛ پشت سرِ مردم خواهم ایستاد. رأی مردم حقّ‌النّاس است. ما بیخود این اعتمادی را که مردم به نظام دارند، با حرفهای بی‌منطق مخدوش نکنیم. گاهی به وزارت کشور ایراد میگیرند، گاهی به شورای نگهبان ایراد میگیرند.
 شورای نگهبان، چشم بینای نظام برای انتخابات است؛ در همه‌ی دنیا هم یک چنین چیزی وجود دارد -حالا اسمش چیز دیگر است؛ اینجا اسمش شورای نگهبان است- مراقبند، ببینند آن کسی که وارد میدان انتخابات میشود، نامزد انتخابات میشود، آیا صلاحیّت دارد یا نه؛ و باید احراز کنند صلاحیّت را؛ اگر دیدند که کوتاهی شده است و آدمی که صلاحیّت ندارد وارد شده، جلویش را میگیرند؛ این حقّ آنها است، حقّ قانونی آنها است، حقّ عقلی و منطقی آنها است؛ بعض بیخود ایراد میکنند. بخشی از این حقّ‌النّاس، همین حقّ رأی شورای نگهبان است؛ همین حقّ نظارت استصوابی و مؤثّر شورای نگهبان است؛ این جزو حق‌النّاس است، این را باید رعایت کرد، این را باید حفظ کرد. انتخابات مهم است. این عرض فعلی ما درباره‌ی انتخابات است.
 البتّه من اعتقاد به حضور پُرشور مردم دارم؛ معتقدم کشور را این [حضور] حفظ میکند. در آینده هم اگر زنده بودیم، دراین‌باره باز بیشتر صحبت خواهم کرد.
 آنچه به شما برادران و خواهران عزیز مؤکّداً عرض میکنم، این است که بدانید جمهوری اسلامی ایران با این مردم، با این منطق، با این قانون اساسی بر همه‌ی دشمنانش پیروز خواهد شد. شرطش این است که به خدای متعال توکّل کنیم، با همدیگر دست برادری و یگانگی‌مان را مستحکم کنیم، در کشور دودستگی ایجاد نکنیم، همدیگر را تضعیف نکنیم. اگر این‌جور رعایت بکنیم، خدای متعال هم رعایت خواهد کرد. هر کسی که اسلام را نصرت کند، خدای متعال او را نصرت خواهد کرد.
 پروردگارا! روح مطهّر امام بزرگوار را با اولیائت محشور کن؛ روح شهدای عزیز ما را با اولیائت محشور کن. پروردگارا! برکات و الطاف خود را به‌طور روزافزون بر این ملّت مؤمن و صالح نازل بفرما.
والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته‌

بیانات در دیدار رئیس‌جمهور و اعضاى هیأت دولت‌

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌
از اتّفاقات خوب و ان‌شاءالله مبارک، تقارن این دیدار با سالگرد میلاد  حضرت ثامن‌الائمّه (علیهم‌السّلام) است. امیدواریم ان‌شاءالله از برکات آن  روح مطهّر و متعالی همه‌ی ما برخوردار بشویم. یکی از بزرگ‌ترین افتخارات  کشور ما و برخورداری‌های کشور ما وجود آن مرقد مطهّر است. هرچه بتوانیم در  بزرگداشت آن جایگاه رفیع تلاش کنیم و دلها را متوجّه به آنجا بکنیم، یقیناً  به سود معنویّت ما و به سود کشور ما است. حالا فرض بفرمایید که آقای  آخوندی(۲) مثلاً روی مسئله‌ی راه آنجا و قطار سریع و مانند اینها بتوانند  فکر کنند، کار کنند، [تا] مردم بتوانند با فاصله‌ی کمتری بروند بیایند،  اینها جزو چیزهایی است که ان‌شاءالله میتواند مایه‌ی برکت باشد برای دولت.
 یاد شهیدان عزیز، شهید رجائی و شهید باهنر را  گرامی میداریم. خب، هفته‌ی دولت از سالها پیش برگزار میشود؛ سنّت همین است  که فرصتی باشد برای مسئولین زحمت‌کش دولتها که گزارش کنند تلاشهای خودشان  را، موفّقیّتهای خودشان را، عزم خودشان را برای یک سال آینده یا چند سال  آینده؛ و از آنها تقدیر بشود و از کارهایی که انجام گرفته، از طرف مسئولین،  از طرف مردم تشکّر بشود، تقدیر بشود و احیاناً تذکّری داده بشود یا مثلاً  تأمین کاستی‌ای مورد مطالبه قرار بگیرد؛ هفته‌ی دولت برای این است؛ منتها  نکته‌ی قابل توجّه این است که هفته‌ی دولت به‌منزله‌ی یک عید است برای  دولت؛ یعنی بازگشت سالیانه‌ی یک مناسبت معیّن است -که عید به همین معنا  است- و وقتِ بیان کردن و گفتن و این قبیل کارها است.
مناسبتی که برای این هفته قرار داده شده، یکی از تلخ‌ترین یادبودهای کشور  است؛ یعنی شهادت دو عزیزِ برجسته مثل شهید باهنر و شهید رجائی. حالا امسال  تصادفاً با هفته‌ی کرامت همراه شد لکن به‌طور معمول، این هفته یادآور  مصیبت درگذشت این دو بزرگ است. تصوّر من این است که حکمت الهی که بر دل و  زبان مسئولین جاری شد و این اتّفاق افتاد و این مناسبت در این زمان قرار  گرفت، برای این است که شهید رجائی و شهید باهنر از یاد نروند و به‌عنوان دو  شاخص، به‌عنوان دو سنجه در مقابل چشم ما باشند. خب، شاخص بودن این دو نفر،  نمیتوان گفت به‌خاطر قوّت مدیریّت آنها یا مثلاً فرض کنید که توانایی‌ها و  ابتکارات آنها است؛ چون مسئولیّت این دو عزیز زمان زیادی طول نکشید؛  [زمان] مرحوم باهنر که خیلی کوتاه بود، مرحوم رجائی هم چند ماهی -حدود یک  سالی مثلاً فرض کنید- [بود]. سنجه بودن آنها به‌خاطر خصوصیّات رفتاری آنها و  شخصیّتی آنها و اخلاقی آنها است؛ این را باید ما همواره در ذهن داشته  باشیم.
خب، زمان تغییر پیدا میکند؛ جریان گوناگون فرهنگها و ارزشها و مانند  اینها هم می‌آید [و] میرود -طبیعت زمانه این است- تحوّلاتی در ذهنها، در  فکرها به‌وجود می‌آید کن یک اصول ثابتی وجود دارد که این اصول را بایستی  همواره در نظر داشت. برای ما مسئولین در نظام مقدّس جمهوری اسلامی، این  اصول ثابت را میتوان در شخصیّت این دو مرد عزیز و بزرگوار جستجو کرد و  یافت. خب، ما با اینها بخصوص با مرحوم باهنر، سالهای متمادی مأنوس بودیم،  با مرحوم رجائی هم همین‌جور؛ از قبل از انقلاب تا دوران مسئولیّتها و در  مجلس و بیرون مجلس؛ واقعاً خصوصیّاتی داشتند که ما اینها را بایستی از یاد  نبریم. به نظر من ایمانشان به این راه، به این اهداف، اهدافی که امام ترسیم کرده و جمهوری اسلامی مظهر آن اهداف است، شاخص خیلی مهمّی است؛ اخلاصشان؛ روحیّه‌ی خدمتگزاری‌ای که در اینها وجود داشت که واقعاً شب و روز نمی‌شناختند و برای خدمتگزاری کار میکردند.
 روحیّه‌ی مردمی بودن و انس با مردم، تماس با مردم، از نزدیک پای صحبت  مردم نشستن؛ راه‌هایی باز کردن -خب ماها به حکم مسئولیّت یک محصوربودن‌هایی  داریم، یک محدودیّتهایی داریم- که گذرگاهی باشد برای تماس با متن زندگی  مردم. من به آقای رئیس‌جمهور هم چندبار تا حالا گفته‌ام که این سفرهای  استانی خیلی چیز خوبی است، این یکی از آن کارهای بسیار مثبت است، به  دولتهای قبل هم همین سفارش را من همیشه میکردم؛ یکی از راه‌ها این است؛  رفتن به خانه‌ی مردم، رفتن منزل شهدا -که حالا الحمدلله این کار تا حدودی  باب شده و کار خوبی است- راهی برای تماسهای گوناگون مردم؛ اینها خیلی مهم  است. این کارها روحیّه‌ی مردمی بودن و شناخت مردم را در انسان حفظ میکند و  نگه میدارد. وقتی این نباشد، انسان از حال جامعه غافل میشود و همیشه نگاهش  به کلّیّات [است‌]؛ مثل کسی که با هواپیما دارد از روی یک شهری عبور میکند؛  بله، کلّیّت شهر را انسان بهتر از کسی که پایین است میبیند، امّا [اینکه‌]  داخل این کوچه‌ها، داخل این خیابانها چه خبر است، داخل خانه‌ها چه خبر  است، در مغازه‌ها چه [خبر] است، مراجعه‌کنندگان چه کسانی هستند، اینها را  آن کسی میفهمد که برود در این کوچه‌ها راه برود؛ حالا همان مقدار محدودی که  ممکن هست؛ مردمی بودن خیلی مهم است.
 برای خودشان از مقامی که داشتند، کیسه ندوخته بودند؛ این یکی از چیزهای  مهم است. این‌جور نباشد که ما فکر کنیم حالا که یک مسئولیّتی داریم، این را  وسیله‌ای قرار بدهیم برای تأمین آینده؛ همچنان‌که در مسئولان بسیاری از  کشورهای دنیا این هست و این را وسیله‌ای قرار میدهند برای اینکه در آینده  در هیئت‌مدیره‌ی فلان شرکت عضو باشند، در فلان مرکز مالی حسّاس سهم داشته  باشند. پایبندی به مبانی انقلاب و امثال اینها؛ اینها خصوصیّت این دو  شخصیّت بود؛ اینها را باید در نظر داشته باشیم و خودمان را با اینها تطبیق  بکنیم.
 یکی از خصوصیّات رفتار مسئولان این است که در جامعه فرهنگ‌سازی میکند؛  یعنی ما چه‌جوری مشی کنیم، چه‌جوری حرف بزنیم، چه‌جوری زندگی کنیم، با چه  کسی معاشرت کنیم، با چه کسی قطع [رابطه‌] کنیم. این در جامعه فرهنگ‌سازی  میکند. بنابراین شما کاری که دارید انجام میدهید، خدمتی که دارید میکنید  -در هر بخشی که هست- اگر همچنان‌که مورد انتظار است و بحمدالله تا حدود  زیادی هم در بسیاری از بخشها بحمدالله تأمین‌شده است، وقتی با اخلاص همراه  باشد، با کار فراوان همراه باشد، با دلسوزی همراه باشد، علاوه بر اثری که  خود این کار در واقعیّت بیرونی میگذارد، یک اثر بلندمدّت هم میگذارد و آن  عبارت است از همین فرهنگ‌سازی. مردم به ما نگاه میکنند، به شما نگاه  میکنند؛ رفتارهای ما، مَنِشهای ما سازنده‌ی فرهنگ عمومی مردم است. بنابراین  یاد این دو برادر خوب و عزیز و سعادتمند را گرامی میداریم و امیدواریم  ان‌شاءالله که بتوانیم همه‌ی ما هم در همین صراط حرکت کنیم.
 لازم میدانم از اعضای محترم دولت، بخصوص از رئیس‌جمهور محترم تشکّر کنم و  تقدیر کنم به‌خاطر زحماتی که میکشید. گزارشهای امروز گزارشهای خوبی بود، و  خیلی مناسب است که این گزارشها منعکس بشود، مردم بشنوند از شما. از جناب  آقای سرافراز(۳) درخواست میکنیم که با صدای خود آقایان این گزارشها را پخش  کنید، یعنی مردم از آقای نعمت‌زاده، از آقای زنگنه، از آقای چیت‌چیان، از  بقیّه‌ی برادرها، آن کارهایی را که انجام گرفته بشنوند. این خیلی خوب است؛  یعنی مردم خاطرجمع بشوند که برادرها دارند کار میکنند، دارند زحمت میکشند،  همه سرگرمند.
 خب، کارهای مثبتی هم شده، منتها همواره در ذهن همه‌ی ماها باید باشد که  آن چیزی را بیان بکنیم که وقتی مردم به واقعیّت زندگی خودشان نگاه میکنند،  تصدیق کنند آن را، یعنی ببینند که واقعاً همین‌جور است. من آن وقتی‌که آقای  دکتر هاشمی این طرح سلامت را مدّتی بود شروع کرده بودند، عمداً از بعضی‌ها  سؤال کردم؛ از مراودین و کسانی که از آحاد مردم -خویشاوند، دوست، گاهی در  سفر مشهد، در جایی دیگر- دیدم مردم احساس کردند این را، یعنی میگفتند بله،  ما مثلاً بیمارستان رفتیم این‌جوری بود؛ خب، این خیلی خوب است. بعضی از  کارها از دسترس مردم دور است و اینها را مردم نمی‌بینند، آثار ثانویّه‌ی آن  به آنها خواهد رسید لکن بعضی از کارها هست که در اختیار مردم است؛ یک  [چنین] چیزهایی را بایستی مطرح کرد. آنچه حالا من عرض میکنم، آرامش نسبی و  ثبات نسبی در مسئله‌ی اقتصاد محسوس است؛ این را همه گزارش میکنند، به ما هم  که از جاهای مختلف گزارش میرسد، میگویند که این وجود دارد. این یکی از  امتیازات است که نوسانات تند مهار شده و وجود ندارد در عرصه‌ی اقتصاد، که  خب، باید این را مراقبت کرد که محفوظ بماند.
 مسئله‌ی کاهش تورّم خیلی خوب است. البتّه به این مقدار تورّمی که الان  هست ما راضی نیستیم، یعنی تورّم دو رقمی. حالا اشاره کردند آقای رئیس‌جمهور  که تورّم به سیزده و خرده‌ای مثلاً رسیده -که همان تورّم سالیانه البتّه  ملاک است؛ تورّم نقطه به نقطه چیز مورد اعتنائی نیست، چیز مهمّی نیست؛ عمده  همین تورّم سالیانه است- خب کشورهایی در دنیا که تورّم دو رقمی دارند  معدودند، خیلی کمند و ما جزو کشورهایی هستیم که تورّم دو رقمی داریم. ما  بایستی برسیم به تورّم زیر ده، یعنی همّت باید این باشد؛ باید تلاش کنیم که  به این برسیم. حالا گاهی اوقات به‌خاطر عوارضی -عوارض بیرون از اختیار و  گاهی عوارض داخل اختیار- تورّم رشد میکند، خب این پیدا است که ماندنی نیست و  آن تورّمهای سطح بالا هیچ‌وقت استمرار پیدا نکرده؛ اینها را بالاخره به یک  شکلی به سِیر نزولی میکشانند و کشانده‌اید الحمدلله؛ توانسته‌اید؛ منتها  به این اندازه اکتفا نکنید؛ تورّم را [پایین‌تر بیاورید]. ولی خب خوب است.  خود اینکه حالا فعلاً به سیزده چهارده رسیده، یک قدم بزرگی است.

 تلاشی که برای خروج از رکود میشود -من البتّه در مورد رکود حالا عرضی  خواهم کرد، در صحبتهای دو نفره بعضی از مطالب را به آقای رئیس‌جمهور هم عرض  کرده‌ام- که بالاخره دارید تلاش میکنید برای خروج از رکود، این خیلی مهم  است، چون مسئله‌ی رکود، مسئله‌ای است که هم روی تورّم میتواند اثر بگذارد،  هم روی اشتغال میتواند اثر بگذارد؛ امر مهمّی است مسئله‌ی رکود در کشور.  تلاش خوبی دارد انجام میشود.

 مسئله‌ی سلامت یکی از نقاط خوب است. کارهای علمی که در معاونت علمی دارد  انجام میگیرد، کارهای باارزشی است. مسئله‌ی آبیاری زمینها که معاون اوّل  محترم هم در این قضیّه فعّال شدند و خوزستان و ایلام و زابل و جاهای دیگر  را مثل اینکه خود شما [رفتید]. (زابل را نرفتید؟ بله، پس زابل را هم حتماً  بروید؛ خوب شد که گفتیم.) اینها حتماً کارهای خوبی است که انجام گرفته.

 مسئله‌ی هسته‌ای هم همین‌جور. حالا ما درباره‌ی مسئله‌ی هسته‌ای تا حالا  خیلی حرف زدیم، مطالب زیادی گفته‌ایم و شنیده‌ایم و آنچه مهم است این است  که این مذاکرات را آقایان توانستند ختم کنند، چون بالاخره خود کِش دادنِ  مذاکرات یک مسئله‌ای بود و توانستند سر این مسئله را ببندند؛ خود این خیلی  کار مهمّی است. حالا ان‌شاءالله که اگر گوشه‌کنارش مشکلی هم وجود داشته  باشد، با تدبیر شماها و دیگرانی که مسئولند، برطرف خواهد شد. به‌هرحال از  همه‌ی برادران و خواهران که مشغول کار هستند، ما تشکّر میکنیم.

 یک نکته‌ای را من در این مسئله‌ی هسته‌ای و تمام شدن مسئله‌ی هسته‌ای در  ذهنم هست که جزو نگرانی‌های من است، جزو دغدغه‌های بنده است و آن این است  که ما توجّه کنیم به هدفهایی که دشمنان صریح  جمهوری اسلامی در ذهن خودشان دارند میپرورانند و کارهایی که میخواهند  انجام بدهند. مسلّم است که دشمنی‌های دشمنان جمهوری اسلامی از اوّل انقلاب  تا حالا کاسته نشده؛ بله، یک جاهایی دشمنی‌ها و اِعمال دشمنی مهار میشود  -در این شکّی نیست- لکن این به‌معنای این نیست که دشمنی‌ها کم شده. اعتقاد  ما این است که دشمنیِ رژیم جعلی و غاصب صهیونیستی یا دولت ایالات متّحده‌ی  آمریکا با ما از اوّل تا حالا هیچ کم نشده؛ البتّه هر کدام به یک دلیل؛  رژیم صهیونیستی به یک دلیل با ما دشمنی دارد، آمریکایی‌ها به یک دلیل دیگری  است، منتها همان اندازه آنها هم با ما بدند، آنها هم با ما دشمنند، و این  دشمنی کاسته نشده؛ همان کارهایی که از روز اوّل انقلاب میکردند، امروز هم  میکنند؛ منتها خب کارها تطوّر پیدا کرده، شیوه‌های کاری آنها تحوّل پیدا  کرده؛ پیشرفت پیدا کرده؛ یک‌وقت یک‌جور دشمنی میکردند، ضربه میزدند، حالا  با ابزار دیگری، با وسیله‌ی دیگری؛ این را نباید از نظر دور داشت. این را  مطلقاً همه‌ی مسئولین مختلف -فقط مخصوص وزارت خارجه و آقای دکتر ظریف نیست؛  دستگاه‌های مختلف، دستگاه‌های اقتصادی، دستگاه‌های فرهنگی- توجّه داشته  باشند که ما در داخلِ نقشه‌ی طرّاحی شده‌ی دشمن قرار نگیریم و بازی نکنیم؛  که فلان تصمیمی که ما میگیریم، چه در زمینه‌ی سیاست، چه در زمینه‌ی اقتصاد،  چه در زمینه‌ی تجارت، چه در زمینه‌ی فرهنگ، کمک بکند به آن بسته‌ی  تعیین‌شده‌ی دشمن که برای خودشان هست. ما از حرفهای اینها و از نوشته‌جات  اینها و از اظهارات گوناگونشان میتوانیم مقاصدشان را بفهمیم؛ یعنی اینکه  بنده دارم میگویم دشمنی، نه اِخبار از غیب و نه خواب دیدن و نه تخیّلات و  توهّمات است؛ نه، واقعیّتهایی است که جلوی چشم ما است. ممکن است اظهارات  آنها جور دیگری باشد امّا واقعیّتهای خارجی -آنچه محسوس و ملموس ما است-  همان دشمنی را نشان میدهد و شاخصهای دشمنی است؛ منتها با شیوه‌های خاصّ  خودش. حالا ما در مقابل این دشمنی باید چه کار بکنیم، آن بحث دیگری است  [امّا] دشمنی را فراموش نکنیم؛ حرف من این است. وقتی‌که شما از یاد نبردید  که یک جبهه‌ای روبه‌روی شما است، پشت سنگر نشسته‌اند، سلاحهایشان را آماده  کرده‌اند، آن‌وقت به اقتضا [عمل میکنید]؛ یک وقت نگاه میکنید، [می‌بینید]  لازم است تیراندازی کنید [یا] لازم است ساکت بشوید [یا] لازم است داخل سنگر  بروید [یا] لازم است از سنگر بیرون بیایید؛ آنها بحثهای بعدی است؛ عمده  این است که فراموش نکنیم که در مقابل ما یک جبهه‌ای وجود دارد -جبهه‌ی دشمن-  که بنای بر دشمنی [دارد]. البتّه این خطاب فقط به مسئولان دولتی نیست؛  همه‌ی آحاد مردم، بخصوص عناصر دلسوز انقلاب و کسانی که آماده‌ی خدمت به  انقلاب هستند، بایستی مورد توجّه‌شان باشد؛ منتها مسئولیّت دولتمردان در  این زمینه طبعاً بیشتر است و بیش از دیگرِ وفاداران به انقلاب است.

 به نظر من کاری که علی‌العجاله باید کرد این است که در اتّخاذ مواضع  انقلابی، باید صراحت داشت؛ یعنی رودربایستی نکنیم. مواضع انقلابی را، مبانی  امام بزرگوار را صریح بیان کنیم، خجالت نکشیم، رودربایستی نکنیم، ترس  نداشته باشیم و بدانیم که «وَ للهِ‌ جُنودُ السَّمٰواتِ وَ الاَرضِ وَ کانَ  اللهُ عَزیزًا حَکیمًا».(۴) همه‌ی امکانات عالم و سنن عالم، جنود الهی  هستند، میتوان آن جنود الهی را پشت سرِ خود قرار داد و به کمک خود کشاند با  توکّل به خدا، با پیمودن راه خدا.
 و هوشیار باشیم؛ من چند روز قبل از این، در صحبت گفتم که اینها در صدد  نفوذند، در صدد رخنه کردنند؛ این رخنه از جاهای مختلفی ممکن است باشد؛  مواظب باشید. یک وقت آدم خبر میشود که فرض بفرمایید فلان سازمان آمده یک  بخشی از مجموعه‌ی فرهنگی ما را -مثلاً فرض کنید مهدکودک‌ها را- به یک شکل  خاصّی دارد هدایت میکند؛ این را آدم میفهمد، بعد که نزدیک میشود میبیند کار  خطرناکی و کار بزرگی است [امّا] آدم توجّه نداشته؛ اینها رخنه است؛ در  زمینه‌های گوناگون؛ در زمینه‌های اقتصادی، در رفت‌وآمدها، در همه‌ی  دستگاه‌ها؛ یکی این مسئله‌ی صراحت است.
 یکی هم حفظ این یکپارچگی‌ای  که خوشبختانه در مردم وجود دارد. وقتی میگوییم یکپارچگی، فوراً نباید به  ذهن بیاید که حالا همه‌ی افراد جامعه مثلاً مثل برادر با هم صمیمی‌اند؛ نه،  حرکت حرکت عمومی است. فرض کنید در راه‌پیمایی بیست‌ودوّم بهمن، وقتی شما  نگاه میکنید، همه دارند به یک طرف حرکت میکنند؛ آیا اینها همه مثل هم  هستند؟ همه از یک جناحند؟ همه از یک گروهند؟ نه، ولی جهت یکی است؛ این  جهت‌گیری واحد را بایستی ما قدر بدانیم و پاس بداریم و به آن بایستی  اهمّیّت بدهیم. حاشیه‌سازی نباید بشود؛ بعضی از حاشیه‌سازی‌ها تشتّت‌آور  است؛ یعنی همین وحدت جهت‌گیری را به هم میزند؛ مراقب این معنا باشیم.
 من چند نکته را به‌عنوان اولویّتهای این برهه یادداشت کردم که عرض میکنم؛  البتّه خوشبختانه در گزارش امروز آقایان، نکاتی بود که ناظر به همین جهاتی  است که بنده اینجا یادداشت کردم لکن تأکیداً عرض میکنم؛ بعضی از این حرفها  تکراری است لکن تکرار عیبی ندارد؛ در یک مواردی انسان هرچه تکرار بکند  اشکال ندارد. شما در قرآن ملاحظه بفرمایید داستان موسی‌ چند جا تکرار شده.  این تکرار هیچ اشکالی ندارد؛ تذکّری است که مسئولیّتهایمان را به یاد ما  می‌آورد و انگیزه‌های ما را تقویت میکند.

 یکی مسئله‌ی حفظ شتاب علمی است. خب، رتبه‌ی علمی محفوظ مانده؛ یعنی تنزّل  نکرده. ما همان رتبه‌ی پانزدهم و شانزدهمی که بودیم -که رتبه‌ی خیلی بالا و  خوبی است- [هستیم‌]؛ لکن شتاب تنزّل کرده. این را من به دوستان دانشگاهی  هم گفتم و عرض میکنم که نگذارید شتاب علمی در دهه‌ی دوّم چشم‌انداز -الان  وارد دهه‌ی دوّم چشم‌انداز شده‌ایم- کم بشود. ما اگرچنانچه با همین شتاب  پیش برویم، حتماً رتبه‌ی علمی ما باز هم ارزش و اهمّیّت بیشتری پیدا خواهد  کرد؛ یعنی شاید در رتبه‌های زیر دهم قرار بگیریم؛ این به نظر من خیلی  مسئله‌ی مهمّی است. خب، علم زیرساخت اصلی کشور است. در همه‌ی این مطالبی که  آقایان بیان کردید، اگر ما در صنعت، در کشاورزی، در نفت، در نیرو، در  بهداشت و درمان و در بخشهای دیگر، عنصر علم را داخل کنیم و عنصر علم و  ابتکار علمی و پیشرفت علمی  و حضور دانشمند، وارد معادلات شد، بکلّی اوضاع فرق میکند؛ جهش به‌وجود  می‌آید؛ ما نباید این را دست‌کم بگیریم؛ من اعتقادم این است. من معتقدم در  زمینه‌ی علم و کار تحقیقی، هرچه هزینه کنیم، سرمایه‌گذاری است؛ یعنی اصلاً  نترسیم از هزینه کردن. یک جاهایی هست که هزینه‌ها واقعاً هدر نمیرود؛  یکی‌اش همین‌جا است. هرچه هزینه کنیم، سرمایه‌گذاری کرده‌ایم برای آینده و  این بهترین کاری است که با موجودی‌مان، با پولمان، با منابعمان میتوانیم  انجام بدهیم.

 آن‌وقت یک نکته‌ی اساسی که وجود داشت در این دهه‌ی اوّل -که خوشبختانه  طبق آمارهای جهانی، ما شروع کردیم به پیشرفت علمی و به اینجا رسیدیم- این  است که حرکت علمی تبدیل شد به یک گفتمان؛ یعنی کار، منحصر نماند در چند  دستگاه دولتی؛ یعنی بین دانشگاه‌ها و دانشجوها؛ شد یک گفتمان عمومی. بنده  در ملاقاتهایی که با مجموعه‌های دانشگاهی در این چند سال اخیر بخصوص، داشتم  ملاحظه میکردم که می‌آیند صحبت میکنند -یا استاد است یا دانشجو است- و  به‌عنوان مطالبه‌ی از حقیر، همان حرفهایی را میزنند که ما اینها را مثلاً  چند سال قبل در مجامع دانشگاهی مطرح کردیم؛ من خیلی خوشحال میشوم. معلوم  میشود که این حرفها تبدیل شده به گفتمان، تبدیل شده به یک فضای عمومی و  خواست عمومی؛ این خیلی باارزش است. این گفتمان را حفظ کنیم؛ یعنی من اصرار  دارم مجموعه‌های مرتبط -مجموعه‌های دانشگاهی، آموزش و پرورش و بخصوص همین  دستگاه معاونت علمی، که ظاهراً امروز هم اینجا نیستند- حتماً در این زمینه،  یعنی حفظ این گفتمان پیشرفت علمی، بایستی پافشاری کنند.

 روی شرکتهای دانش‌بنیان -که حالا گزارش داده شد و خوب بود- حتماً باید تکیه بشود؛ تجاریسازی  علوم و فنّاوری‌ها، پارک‌های علم و فنّاوری و مانند اینها کارهای بسیار  لازم و خوبی است. ببینید ما یکی از مشکلات اقتصادی‌مان مسئله‌ی اشتغال است؛  یکی از بهترین راه‌های اشتغال، همین پارک‌های علم و فنّاوری و همین وارد  کردن دانشجویان به فنّاوری‌های قابل تبدیل به ثروت است. یک مقداری به اینها  کمک بشود، یک راهنمایی بشوند، یک کار عملی و عملیّاتی -واقعی- جلوی پای  اینها گذاشته بشود، اینها مشغول میشوند. این تصوّر که هرکسی فارغ‌التّحصیل  شد، باید بیاید در یک مجموعه‌ی دولتی کارمند بشود و مانند اینها، و ما عزا  بگیریم که فارغ‌التّحصیل‌ها زیاد شدند، جا نداریم، امکان نداریم، این به  نظر من نگاه غلطی است. نگاه درست این است که ما راه را باز کنیم؛ برای این  باید فکر بشود؛ یعنی باید برنامه‌ریزی بشود که دانشجوی ما از دوران تحصیل  -از مثلاً فرض کنید دوران دانشگاه یا مثلاً فرض کنید تحصیلات تکمیلی؛  وقتی‌که وارد آگاهی‌های علمی سطح بالا شد- راه برای او باز بشود تا بتواند  بیاید در یک‌جایی کار علمی بکند؛ و واقعاً شغلهای بی‌پایان [وجود دارد]. به  نظر من مشاغلی که ناشی از علم هست، انتها ندارد. هرچه ما آدم داشته باشیم،  میتوانیم شغل علمی در اختیار اینها بگذاریم، مشروط بر اینکه بنشینیم کار  کنیم. یک مسئله مسئله‌ی علم است.

 مسئله‌ی دیگر مسئله‌ی فرهنگ است.  خب دوستانی که اینجا تشریف دارید و بخصوص مسئولین فرهنگی کشور و خود آقای  رئیس‌جمهور محترم، حساسیّت این حقیر را نسبت به مسئله‌ی فرهنگ میدانند.  گاهی اوقات مشکلات فرهنگی موجب شده که من شب خوابم نبرده؛ به‌خاطر مسائل  فرهنگی؛ یعنی اهمّیّت مسائل فرهنگی این‌جور است.

 دو کار اساسی و اصلی است که باید انجام بگیرد؛ یکی تولیدات فرهنگی سالم  در زمینه‌های مختلف، و یکی جلوگیری از تولیدهای مضر و به‌اصطلاح متاع و  کالای مضرّ فرهنگی؛ به نظر من این جزو کارهای اساسی است. در همه‌ی دنیا  مراقبت از محصولات فرهنگی و کتاب و مانند اینها وجود دارد؛ کجای دنیا است  که وجود نداشته باشد؟ یک‌جا را به من نشان بدهید. این خانم ابتکار اینجا  حاضر است؛ خود ایشان به من گفت کتابی که ایشان نوشته بود، در آمریکا امکان  چاپ پیدا نکرد؛ هیچ ناشری حاضر نشد -نه اینکه آن ناشر آن‌قدر تعصّب داشته  باشد؛ نه، اگر کتاب پرفروشی باشد، هر ناشری می‌آید این کار را انجام بدهد؛  [بلکه‌] از ترس و از مراقبت- تا بالاخره در کانادا مثلاً فرض کنید یک ناشری  را پیدا میکند و آن ناشر، آن هم به نظرم با ترس‌ولرز [چاپ کرد یا نکرد]؛  چون تفاصیلش را چند سال پیش ایشان میگفت، شاید جزئیّاتش یادم نمانده. اینها  را بگویید تا این آقایان بدانند و بفهمند که این‌جور نیست که اگر ما جلوی  کتاب را گرفتیم، فقط آقای جنّتی(۵) است که این کار را میکند؛ نخیر، در  آمریکا هم همین کار میشود، در اروپا هم همین کار میشود. راجع به هولوکاست  کسی جرأت ندارد حرف بزند؛ خب هولوکاست که یک مسئله‌ی اعتقادی نیست. بله،  وقتی نوبت به کاریکاتورهای اهانت‌آمیز به مقدّسات دینی اسلام میرسد، آنجا  آقایان میشوند آزادی‌خواه و طرف‌دار آزادی بیان! امّا راجع به هولوکاست که  پیش می‌آید، نه؛ آزادی بیان وجود ندارد. مسئله‌ی حجاب همین‌جور است، مسائل  دیگر همین‌جور است؛ بله، هر کشوری یک اصولی دارد که این اصول باید مراقبت  بشود و دستگاه‌های حاکمیّتی باید این اصول را رعایت کنند؛ رودربایستی  ندارد. اگرچنانچه می‌بینید فلان تئاتر، فلان فیلم، فلان کتاب، فلان نشریّه  با مبانی انقلاب و مبانی اسلام مخالف است، جلویش را بگیرید و با آن برخورد  بکنید. حالا چگونه برخورد بکنید، آن یک بحث دیگر است، آن مربوط به  دستگاه‌ها است و نگاه کنید ببینید مقرّراتتان چه میگوید؛ لکن رودربایستی  نکنید و این را صریح بگویید. پس بنابراین خوراک فرهنگی سالم و جلوگیری از  خوراک فرهنگی ناسالم و مضر، اساس کار است.

 رهاسازی فرهنگ اصلاً جایز نیست. مدیریّت فرهنگ یک کار بسیار لازم است؛ و  مدیریّت هم باید بر مبنای شعارهای انقلاب و مبانی انقلاب باشد؛ یعنی مراقبت  بشود آنچه اصل است، این است که مبانی انقلاب و مبانی استقلال کشور امام و  مانند اینها باید محفوظ باشد. این هم مطلب دوّم که جزو اولویّتهایی است که  به نظر من در این برهه است.

 اولویّت سوّم که از همه فعلی‌تر و نقدتر است، مسئله‌ی اقتصاد است؛ که خب،  خوشبختانه آقای جهانگیری ترتیب جلسه‌ی امروز را عمدتاً به شکلی دادند که  ناظر به مسائل اقتصاد بود. هم برای کشور از لحاظ سرنوشت کشور و پیشرفت  واقعی کشور، امروز اقتصاد مهم است؛ هم از لحاظ نمای بیرونی کشور مهم است؛  هم از لحاظ واقعیّتهای زندگی مردم مهم است. بنابراین مسئله‌ی اقتصاد در  واقع اولویّت اساسی کشور است و هرچه روی این مسئله فکر بشود، کار بشود،  تلاش بشود، تذکّر داده بشود، جا دارد.

 اوّلاً در مورد اقتصاد، اعتقاد ما این است که پیشرفت اقتصاد کشور، باید همراه با عدالت باشد؛  ما اقتصاد منهای عدالت را قبول نداریم؛ یعنی انقلاب قبول ندارد؛ نظام  جمهوری اسلامی قبول ندارد. باید مراقبت بکنید که فاصله‌ی طبقاتی پیش نیاید؛  فقرا پامال نشوند؛ اینها جزو مسائل اساسی در برنامه‌ریزی‌های کلان اقتصادی  ما است که بعد به اقتصاد مقاومتی اشاره خواهم کرد؛ همین مسئله‌ی عدالت و تأمین حدّاقل‌ها در سیاستهای اقتصاد مقاومتی دیده شده.

 تبدیل تلاش و کار به گفتمان در فضای عمومی، به نظر من یکی از کارهای  اساسی در زمینه‌ی اقتصاد است، کار باارزش در مجموعه‌ی کار روزانه که باید  زیاد باشد و کاهشش یک عیب بزرگ است؛ سعی کنیم تنبلی را، بیکارگی را،  بی‌اعتنائی به کار را در چشم مردم به شکل درستی موهون(۶) کنیم؛ یعنی  بیکارگی باید موهون بشود؛ کار باید ارزش بشود. در روایت داریم که پیغمبر  اکرم یک جوانی را دیدند، از این جوان خوششان آمد؛ صدایش کردند، مثلاً اسمش  را پرسیدند، بعد گفتند شغلت چیست؟ گفت من بیکارم، من شغل ندارم؛ حضرت  فرمودند: سَقَطَ مِن عَینی؛(۷) از چشمم افتاد؛ یعنی کار این‌[طور] است.  پیغمبر که با کسی رودربایستی ندارد. باید این‌جوری بشود. البتّه دو طرف  طلبکاری میکنند از هم؛ آن‌که بیکار است، طلبکاری میکند و میگوید به من کار  بدهید؛ آن‌که مطالبه‌ی کار میکند، طلبکاری میکند و میگوید کار پیدا کن؛ یک  راه وسطی وجود دارد که من شاید در خلال صحبتها اشاره بکنم. باید بالاخره  تشویق به کار، تشویق به ارزش‌آفرینی و ثروت‌آفرینی را در کشور تبلیغ بکنیم؛  هم دولتی‌ها بگویند، هم کسانی که در مجلّات، در روزنامه‌ها و مانند اینها  منبرهای گفتنی و نوشتنی دارند، استفاده کنند از این موقعیّت و بیان کنند  این مطالب را. یک نکته در مسئله‌ی کار این است.

 یک مسئله‌ی دیگر، ایجاد مجاری درست کار است؛ که این یک حرف است، یک کلمه  است، منتها کار خیلی بزرگ و مهمّی است؛ مجاری کار را بایستی ما به‌وجود  بیاوریم. وقتی راجع به کار و اشتغال انسان صحبت میکند و تشویق میکند  -همین‌طور که عرض کردم- طرف مقابل میگوید خب، آقا من بیکارم، چه‌کار کنم؟  راه‌های جستجوی کار را ما بایستی به مردم نشان بدهیم. در تلویزیون یک  برنامه‌ای چند روز قبل من دیدم که برنامه‌ی خوبی بود؛ گزارشی تهیّه کردند.  یک نفری می‌آید آنجا و میگوید که من با ده میلیون تومان توانسته‌ام این  اشتغال را ایجاد کنم که این‌قدر درآمد دارد. مربوط به [پرورش‌] گُل است،  میگوید گُل تولید میکنیم. بعد او اشاره میکند و میگوید کسانی که مایلند این  کار را انجام بدهند، در فلان‌جا و فلان‌جا زمینهای دولتی هست و در  اختیارشان گذاشته میشود؛ بروند مثلاً گُل تولید کنند. من یادم هست دوستان  اقتصادی در یک برهه‌ای قبل از دولت شما، آمده بودند [بحث میکردند] راجع به  اینکه با چقدر پول میشود یک شغل ایجاد کرد؛ صحبت صد میلیون و بعضی مشاغل  پانصد میلیون و این چیزها بود! خب با ده میلیون میشود شغل ایجاد کرد. حالا  این یک نمونه است؛ یک نمونه‌ی دیگر که اتّفاقاً آن هم در همین تلویزیون  بود؛ یک برنامه‌ی دیگر بود؛ یک خانمی بود که یک چیزهایی درست میکرد و میگفت  من این شغل را با بیست میلیون سرمایه‌گذاری توانستم به دست بیاورم. خب،  معلوم میشود ظرفیّتها خیلی زیاد است. یک جلسه‌ی دیگر همین‌جا با آقایان  بودیم، صحبت شد که رشد ما باید بالا باشد؛ گفتیم رشد بعضی از کشورهای  پیشرفته‌ی اروپایی غالباً دو، یک، یک و نیم [درصد است‌]؛ علّت این است که  ظرفیّتها پر شده؛ کما اینکه مثلاً فرض کنید کشور چین که رشد ده، یازده،  دوازده درصدی داشت، حالا الان رشدش پایین افتاده؛ برای خاطر اینکه  ظرفیّتهایش پر شده؛ ظرفیّتهای زیادی پر شده و کمتر هم خواهد شد؛ ما  ظرفیّتهایمان هنوز خیلی زیاد است. لذا دوستانی که راجع به رشد هشت درصدی در  برنامه‌ی ششم، اشکال میکردند، پاسخی که داده شده به آنها از طرف آدمهای  کارشناس و متخصّص این بود که ما میتوانیم و با واقعیّتهای کشور تطبیق  میکند؛ همان‌طور که آقای رئیس‌جمهور هم امروز اشاره کردند. بنابراین یکی از  مسائل، ایجاد مجاری کار است که ما ببینیم چه‌جوری میشود کار [ایجاد کرد].  حالا این به عهده‌ی کدام‌یک از بخشهای دولتی است؟ آقای ربیعی(۸) که همیشه  میگوید مسئله‌ی اشتغال و مانند اینها به عهده‌ی من اصلاً نیست و خودشان را  خلاص میکنند ولی بالاخره یکی از بخشها، یا شما یا سازمان برنامه [مسئول‌]  است؛ البتّه وزارت اقتصاد هم به یک معنا در بعضی از جاها واقعاً مسئول است؛  اینکه ما وزارت اقتصاد را مسئول بدانیم، منافات ندارد که به شماها هم  اخلاص داشته باشیم! چیزهایی هم مربوط به وزارت اقتصاد یا بانک است که حالا  خدمت آقای سیف هم میرسیم.(۹)

 یک مسئله در باب اقتصاد که من روی آن تکیه دارم و اصرار دارم، مسئله‌ی  مدیریّت جدّی بازرگانی خارجی است؛ بازرگانی خارجی یک چیز خیلی مهمّی است.  خارجی‌ها عادت کرده بودند در طول سالیان دراز، به کشورهایی از جمله کشور  ما، نگاهشان در مورد تجارت این‌جوری باشد که اینجا موادّ خامی دارد، بیایند  بردارند موادّ خام را ببرند و ارزش افزوده برای خودشان درست کنند؛ یک  بازار و مطالبه‌ای هم دارد که [کالا] بردارند بیاورند. در دوران پیش از  انقلاب، دستگاه حاکمه‌ی کشور این را پذیرفته بودند؛ یک‌وقتی تصادفاً یک  جایی ما با یک نماینده‌ی مجلسِ آن روز، برخورد کردیم، صریحاً به خود من  میگفت که این چیز خیلی خوبی است! اصلاً همین خوب است که ما پول میدهیم و  اروپایی‌ها مثل نوکر می‌آیند برای ما جنس تهیّه میکنند و می‌آورند. یعنی  واقعاً منطق داشتند برای این کار؛ منطق ابلهانه و احمقانه‌ای که کشور را به  این سمت میبُرد. ما امروز -یعنی بعد از انقلاب- نگاهمان نگاه دیگری است؛  ما معتقدیم که نه؛ خیلی خب، بخشی از بازارهای ما متعلّق به تولیدکننده‌ی  خارجی، امّا بخشی از بازارهای همان تولیدکننده‌ی خارجی هم متعلّق به ما؛  یعنی یک تبادل و توارد عادلانه‌ای انجام بگیرد؛ این خب خیلی چیز مهمّی است.

 بعد هم در مسئله‌ی واردات اشاره کردند آقای نعمت‌زاده، که البتّه آدم  شرمنده میشود؛ چهار وزارتخانه را دادند دست آقای نعمت‌زاده! واقعاً چهار  وزارتخانه بود اینجا؛ صنایع، صنایع سنگین، معادن، و بازرگانی. یکی از  کارهای عجیب و غریبی که برای بنده هم تا آخر معلوم نشد که چرا این کار  انجام گرفت، همراه کردن وزرات بازرگانی با وزرات صنایع و معادن بود؛ یعنی  واقعاً هنوز هم برای من حل‌نشده است. آن روز هم که این کار را انجام  میدادند برای من روشن نبود که چرا دارند انجام میدهند این کار را. خب،  مسئولین مجلس و دولت تشخیص داده بودند و انجام دادند. واقعاً کار سختی است،  ما حق میدهیم که ایشان سختش باشد لکن بالاخره باید این کار را انجام بدهد؛  یعنی یکی از کارهای بسیار مهم، مسئله‌ی مدیریّت تجارت خارجی است؛ از این  جهت که اینجا صرفاً بازار مصنوعات خارجی نباشد که بازار خودرو، بازار فلان،  بازار فلان یکسره داده بشود به آنها. بدتر از اینها مسئله‌ی بانک‌ها است.

 یکی هم مسئله‌ی اقتصاد مقاومتی است. خب، امسال سال دوّم اقتصاد مقاومتی  است؛ یعنی پارسال -سال ۹۳- شروع اجرای سیاستهای اقتصاد مقاومتی بود. دوستان  دولت هم گزارشهایی به من دادند که من شخصاً و زباناً از آقای جهانگیری  تشکّر کردم آن‌وقتی که ایشان به پانزده دستگاه ابلاغ کردند که این کارها  را، این وظایف را باید انجام بدهید. بعد هم حالا یک گزارش مفصّلی فرستادند  که البتّه برای من خلاصه کردند آن گزارش را و تماماً خواندم، نگاه کردم.  کارهایی که انجام گرفته در زمینه‌ی اقتصاد مقاومتی، بعضی‌هایش کارهای  مقدّماتی است؛ حالا مثالهایش را بخواهم بزنم، طول میکشد، وقت میگذرد؛ بعضی  از کارهایی که گزارش شده، مربوط به بندهای اقتصاد مقاومتی نیست، اگرچه حالا  ارتباط داده شده امّا کارهای جاری دستگاه‌ها است؛ بالاخره دستگاه‌ها یک  کارهای جاری دارند و اینها را به شما گزارش کردند که این کارها را ما  کردیم؛ اینها آمده جزو کارنامه‌ی دستگاه‌ها در زمینه‌ی اقتصاد مقاومتی؛  درحالی‌که این نیست. بعضی از کارها هم ارتباطی اصلاً به بندهای اقتصاد  مقاومتی ندارد؛ این مقدار کافی نیست. سیاستهای اقتصاد مقاومتی یک بسته‌ی  کامل و منسجم است؛ این بسته هم تراوش‌شده‌ی فکر شخصی نیست؛ این عقل جمعی  است، یک جماعتی نشسته‌اند؛ دوستان اقتصاددان حاضر در این مجلس هم  بعضی‌هایشان میدانند و مطّلعند. کار مفصّلی انجام گرفته روی این، بعد هم  آمده اینجا، چکّش‌کاری شده، روی آن بحث شده، فکر شده، مطالعه شده؛ بعد رفته  مجمع تشخیص [مصلحت نظام] و روی آن مطالعه شده؛ بالاخره آمده و نتیجه شده  این سیاستها. یعنی محصول یک فرآیند معقول و مدبّرانه‌ای است؛ لذاست که  اقتصاد مقاومتی را همه تأیید کردند، یعنی من یک مورد سراغ ندارم که از  اقتصاددان و از کسانی که با ما خوبند، کسانی که با ما بد هستند؛ که این  اقتصاد مقاومتی، این سیاستها را تخطئه کرده باشند؛ نه، همه قبول کردند. خب،  این یک بسته‌ی منسجم است، باید مجموعاً انجام بگیرد؛ چه‌جوری میشود  مجموعاً انجام بگیرد؟ آن‌وقتی‌که یک به اصطلاح برنامه‌ی اجرائی و عملیّاتی  منسجمی برای آن ارائه بشود؛ که این چیزی بود که من چند وقت پیش به آقای  دکتر روحانی گفتم و بنا شد که ایشان بگویند دوستان تهیّه کنند ان‌شاءالله  این را بدهند، این لازم است؛ یعنی ما یک برنامه‌ی عملیّاتی لازم داریم؛ در  این برنامه مشخّص بشود سهم دستگاه‌ها، فلان دستگاه این سهم او است از این  بندهای سیاستها، بعد زمان گذاشته بشود؛ زمان خیلی مهم است، زمان‌بندی بشود،  معلوم بشود که تا این زمان باید انجام بگیرد والّا اگر زمان‌بندی نشود؛  هیچ ضمانتی وجود ندارد که این در طول دولت شما حتّی انجام بگیرد، شما  میخواهید این را عملیّاتی کنید، میخواهید اجرائی کنید، میخواهید از منافعش  مردم استفاده کنند، پس زمان [بگذارید]. اوّلاً بایستی اقدامات عملیِ لازم  در خصوص هر بند مشخّص بشود، مجریهایش دستگاه‌هایی  که متصدّیند معلوم بشوند، در هر بخشی زمان‌بندی لازم انجام بگیرد، امکانات  لازم و چگونگی تأمین آن امکانات بایستی روشن بشود، بالاخره این سیاستها یک  تحرّک عملی است و میدانی است؛ وقتی راهکار فراهم میکنید، در واقع یک تحرّک  میدانی میخواهید به‌وجود بیاورید، این الزاماتی دارد. الزاماتش چیست؟ چه  جوری میشود تأمین کرد؟ راه تأمین آن الزامات باید مشخّص بشود. آن‌وقت اگر  این کارها شد، آن‌وقت شما میتوانید رصد کنید، میتوانید پیگیری کنید، ببینید  شد یا نشد، فلان دستگاه کار خودش را انجام داد یا نداد. کار پیش میرود.

 نکته‌ی دوّم در مورد اقتصاد مقاومتی این است که همه‌ی برنامه‌های اقتصادی  دولت بایستی در این مجموعه‌ی اقتصاد مقاومتی و در این سیاستها بگنجد؛ حتّی  برنامه‌ی ششم و برنامه و بودجه‌های سالیانه، همه باید براساس این اقتصاد  مقاومتی شکل بگیرد؛ یعنی هیچ‌کدام از اینها در هیچ بخشی، غیرمنطبق با این  سیاستها نباشد؛ نه اینکه فقط مخالفت نداشته باشد بلکه کاملاً منطبق با این  سیاستها باشد.

 نکته‌ی دیگر این است که بخشهای بیرون از دولت دیده بشوند؛ حالا شما در  مورد وزارتها و بخشهای دولتی ممکن است ابلاغ کنید؛[امّا] بخشهایی وجود  دارند خارج از دولت؛ اینها میتوانند در اقتصاد مقاومتی نقش ایفا کنند، از  جمله بسیج؛ من یک گزارشی [هم‌] دیدم. خیلی لازم است به نظر من -اگر وقت  کنند آقای رئیس‌جمهور یا لااقل آقای جهانگیری- که بخواهید و ببینید  مجموعه‌ی بسیج در مورد اقتصاد مقاومتی چه کارهایی میتوانند انجام بدهند و  ظرفیّتش را دارند؛ ظرفیّت خیلی خوبی است. بسیج چیز کمی نیست، چیز کوچکی  نیست؛ بسیج یک مجموعه‌ی عظیم و آماده‌به‌کاری است؛ اینها را بخواهید،  ببینید چه‌کار میتوانند بکنند؛ اینها می‌آیند امکانات خودشان را عرضه  میکنند و میگویند این‌کارها را هم کرده‌ایم. به نظر من امکاناتِ [خوبی  هست‌]. حالا از جمله من بسیج را مثال زدم؛ بخشهای گوناگونی هستند، افراد  اقتصاددان و به‌اصطلاح اقتصادی‌عمل‌کنِ بیرونی؛ بعضی‌ها هستند که شرکتهایی  دارند و کارهایی دارند، از ظرفیّتهای اینها میشود استفاده کرد. و همه‌ی  اینها در آن برنامه‌ی کلّی باید بیاید؛ یعنی برنامه‌ی کلّی، فقط ناظر به  بخشهای دولتی نباید باشد. پس قدم اوّل، ایجاد این برنامه بود با این  خصوصیّات.

 قدم بعدی این است که یک ستاد قوی و هوشمند و نافذالکلمه تشکیل بشود. من  البتّه اطّلاع دارم که آقای رئیس‌جمهور شورایی را تشکیل داده‌اند، خود  ایشان هم شرکت میکنند، بسیار هم کار خوبی است؛ امّا این آن ستاد فرماندهی  نیست. خب آقای رئیس جمهور کارهای فراوان دیگری هم دارند که باید به آنها هم  برسند، نمیشود که همه‌ی وقت و همه‌ی همّت، صرف این کار بشود. یک ستادی  لازم است -مثل ستادهای فرماندهی که ما در دوره‌ی جنگ داشتیم و در بعضی از  کارهای دیگر هم یک ستادهای فرماندهی ایجاد شده که خود شما آقای دکتر روحانی  در این مسائل تجربه دارید- یک ستاد فرماندهی لازم دارد که به‌طور دائم رصد  کند، نگاه کند، ببیند کدام دستگاه توانسته و پیش رفته، کجا مشکل وجود  دارد. چون حرف زدن آسان است، برنامه‌ریزی هم خیلی مشکل نیست، [ولی]  عمل‌کردن با اینها فرق دارد؛ خب آدم بخواهد در میدان وارد بشود و پیش برود،  گاهی اوقات یک موانعی پیش می‌آید که قبلاً پیش‌بینی نشده، بعضی پیش‌بینی  هم شده لکن موانعی است که پیش می‌آید؛ بایستی آن ستاد بتواند به‌صورت ضربتی  آن موانع را برطرف کند، راه را باز کند و پیش برود؛ و نافذالکلمه [باشد]،  یعنی باید گوش کنند؛ این‌جور نباشد که حالا مثل امروز که آقای جهانگیری  مکرّر میگفتند پنج دقیقه [صحبت کنید]، آقایان پنج دقیقه را مثلاً به هفت  دقیقه و ده دقیقه افزایش [میدادند]؛ هرچه آن ستاد گفت، واقعاً همه آن حرف  را بپذیرند.

 بعد هم پیشرفت کار را به مردم گزارش بدهید؛ ببینید واقعاً چه اتّفاقی  می‌افتد! شما شش‌ماه مثلاً فرض کنید به همین شکلی که ما گفتیم، [یعنی‌] این  برنامه وقتی تدوین شد، این ستاد تشکیل بشود و شش ماه فعّالیّت کند؛ کار  به‌صورت چشمگیری پیش خواهد رفت؛ بعد بیایید همان را به مردم بگویید؛ بگویید  این کارها را کردیم، آن کارها را کردیم؛ مردم در زندگی [خود] احساس  میکنند؛ آن امید و خوش‌بینی به آینده که شما میخواهید در مردم باقی بماند،  به‌طور کامل تأمین خواهد شد؛ یعنی به مردم گزارش داده بشود. و [البتّه‌]  تعیین شاخصهایی هم برای ارزیابی باید باشد.

 یک الزامات قانونی و حقوقی و قضائی هم در مجموعه‌ی اقتصاد مقاومتی وجود  دارد؛ دو قوّه‌ی دیگر حاضرند همکاری کنند، هم قوّه‌ی مقنّنه -مجلس- در این  زمینه آماده است برای همکاری؛ [مثلاً] قانونی هست که شما قانون را باید عوض  کنید یا اصلاح کنید یا قانون جدیدی را بر این قوانین اضافه کنید؛ احتیاج  به این چیزها پیدا میکنید؛ یا یک جایی یک حرکت قضائی لازم است؛ همه‌ی اینها  را دو قوّه حاضرند همکاری کنند برای اینکه این اقتصاد مقاومتی انجام  بگیرد.

 اشاره شد به مسئله‌ی رکود؛ خب، این رشد سه درصدی که اتّفاق افتاده،  نشان‌دهنده‌ی این است که رکود تکان خورده؛ یعنی یک حرکتی انجام گرفته؛ حالا  باید دید این رشد در کدام بخشها هست، در کدام بخشها منفی است؛ مجموع  برآیند این مثبت و منفی‌ها شده سه درصد. اگر چنانچه به‌طور جدّی با رکود  مبارزه نشود، همین رشد سه درصد هم به خطر خواهد افتاد، تورّم هم بالا خواهد  رفت، مشکل اشتغال هم پیش خواهد آمد. حالا من اینجا بگویم که آقای  نعمت‌زاده اگر میخواهند دنبال بکنند، تعداد کارخانه‌هایی را که الان کار  نمیکنند -یعنی کارخانه‌ای است که همه چیزش آماده است و الان کار نمیکند-  برای ما آمدند گزارش دادند؛ عدد و رقمی دقیق را؛ تعداد کارخانه‌هایی را که  زیر پنجاه درصد دارند کار میکنند مشخّص کردند؛ تعداد کارخانه‌هایی را که  زیر هفتاد درصد دارند کار میکنند مشخّص کردند. خب، حالا هفتاد درصد یک چیزی  امّا زیر پنجاه درصد! بعضی از اینها مشکل نقدینگی دارند؛ یعنی  سرمایه‌درگردششان مشکل دارد -که این کار کار بانک‌ها است، بایست بانک‌ها  جواب بدهند در این زمینه؛ که اگر در اقتصاد مقاومتی، همان کارگاه اساسی و  ستاد فرماندهی راه بیفتد، به همه‌ی اینها میتواند برسد- امّا مسئله‌ی بعضی  از اینها مسئله‌ی نبود نقدینگی نیست، تسهیلات را هم طرف گرفته، کارخانه  الان حاضر و آماده است، هیچ مشکلی ندارد، ماشینهایش هم آن‌طور که حالا  گفته‌اند بعضی از اینها این‌جوری است که ماشینها هم ماشینهای نو است، لکن  کار نمیکند. چرا؟ برای اینکه تسهیلات را رفته جای دیگری خرج کرده؛ خب این  تعقیب قضائی دارد، اینها را باید دنبال بکنید، اینها را باید بخواهید.  اینکه میگوییم «ستاد فرماندهی»، برای خاطر این است. این‌طور چیزها، این‌طور  نکات دنبال خواهد شد. اگر به مسئله‌ی رکود رسیدگی نشود، روی همه‌ی  نشانه‌ها و شاخصهای اقتصادی اثر خواهد گذاشت. البتّه این قانون اخیر  -قانونی که اشاره کردند- قانون خوبی است، منتها قانون کافی نیست. حمایت از  بنگاه‌های تولیدی، تأمین نقدینگی، تأمین سرمایه‌درگردش، برخورد جدّی با  کسانی که واحدهای تولیدیِ آماده را راکد گذاشته‌اند، همه‌ی اینها کارهای  لازمی است. و من در جلسه‌ی قبل هم -یک جلسه‌ای که با دوستان داشتیم- گفتم،  باز هم تأکید میکنم: سیستم بانکی باید نقش ایفا کند؛ یعنی سیستم بانکی باید  به‌طور کامل وارد میدان بشود.

 یکی از کارهایی که پیشنهاد کرده‌اند، به ما گفته‌اند و میگویند زمینه آماده است، عبارت است از سپردن برخی از طرحها به بخش خصوصی.  البتّه برای بخش خصوصی مشوّق درست [بشود]؛ چون الان پولهای سرگردان وجود  دارد، بلاشک پولهای سرگردان هست. به من آن‌جور که حالا گزارش دادند، ۴۰۰  هزار میلیارد تومان ما طرحِ روی زمین داریم -همه هم دولتی است- اگر چنانچه  ما بتوانیم ده‌درصد اینها را بدهیم به بخش خصوصی، شما ببینید چه اتّفاقی  می‌افتد؛ ۴۰ هزار میلیارد تومان ناگهان وارد کار میشود، این خیلی مهم است.  یعنی از همین طرحهایی که الان روی زمین هست -یعنی از همین ۴۰۰ هزار میلیارد  تومان- اگر ده‌درصد داده بشود به بخش خصوصی، یک اتّفاق مهمّی در کشور  می‌افتد. این یکی از کارها است که باید واقعاً روی این برنامه‌ریزی کرد و  کار کرد.

 بخش کشاورزی  هم مهم است. البتّه اعتقاد من این است که آقای حجّتی واقعاً میتواند کار  بکند. ایشان از نظر من جزو وزرای خوش‌سابقه‌ای است در کار و واقعاً  میتوانند این کار را بکنند؛ منتها آن چیزی که ما از ایشان و از مجموعه  توقّع داریم، این است که در تولید محصولات حیاتی باید خودکفایی به‌وجود  بیاید؛ یعنی خودکفایی را به حرف و گپ این و آن نگاه نکنید که آقا گندم،  بیرون ارزان‌تر است، و مانند اینها. ما باید به خودکفایی برسیم؛ در موادّ  حیاتی باید به خودکفایی برسیم.

 از مهندسان کشاورزی بایستی استفاده کنیم. من یک‌وقت به آقای روحانی گفتم  رفته بودیم یکی از استانها -به نظرم سفر همدان [بود]- آنجا دوستان ما که  میرفتند بررسی میکردند، اطّلاع دادند به ما که کشاورزی‌های مناطق گوناگون  آن استان رونق خیلی خوبی دارد؛ [وقتی‌] پرسیدند، معلوم شد که جوانهای مهندس  کشاورزی را اینها به‌کار گرفته‌اند و آن استان خوشبختانه زیاد هم داشت.  رفته‌اند آنجا و به اینها کمک کرده‌اند، حرف اینها را گوش کرده‌اند؛ این  کمک میکند به این [کار]. این یک برنامه‌ریزی میخواهد؛ خیلی کار سختی هم  نیست؛ یک فراخوان میخواهد، یک شناسایی میخواهد، یک برنامه‌ریزی میخواهد، یک  تقسیم‌بندی میخواهد و این کارها را میتوانید انجام بدهید که از اینها  استفاده بشود.

 [استفاده از] فنّاوری روز؛ همین مسئله‌ی آب که حالا اشاره کردند -تقسیم  آب و به‌اصطلاح استفاده‌ی بهینه‌ی از آب- خیلی مهم است. جلوگیری از واردات؛  ببینید من باز هم تأکید میکنم. حالا شما میگویید ما جلوی واردات را گرفتیم  امّا میوه‌هایی در بازار هست که [وارداتی است‌]. آخر ایران برود از کجا  میوه بیاورد که بهتر از میوه‌ی ما باشد؟ یک وقتی زمان ریاست جمهوری ما، یک  نفری از یک کشور عربی -اسم نمی‌آورم- آمده بود، سوغاتی برای من یک جعبه‌ی  خیلی قشنگ، خرما آورده بود. گفتم مصداق واقعیِ زیره به کرمان بردن این است.  ما این‌همه خرما داریم -این خرمای مضافتی، این خرماهای گوناگون جنوب کشور؛  چه در استان فارس، چه در خوزستان، چه در بلوچستان- آن‌وقت حالا برای ما  خرما آورده‌اند؛ منتها در بسته‌بندی. من آن‌وقت همان هدیه را بردم در دولت،  گفتم این خرما را مقایسه کنید با خرماهای ما! خرماهای ما بهتر از این  هستند امّا این بسته‌بندی چقدر قشنگ است. آن‌وقت‌ها خرماهای ما در آن  کیسه‌های فلان‌جور، با لگد توی حصیر میکردند، سرش را می‌بستند و عرضه  میکردند! حالا البتّه یک خرده بهتر شده. به‌هرحال واردات میوه، واردات  بی‌رویّه است.

 یک مسئله‌ی اساسی‌ای که این عمدتاً [مربوط به‌] وزارت کشاورزی است -منتها  فقط کار وزارت کشاورزی نیست- تمرکز بر روستا است. یعنی واقعاً این را یکی  از بخشهای اساسیِ برنامه‌ریزی دولت باید قرار داد: ما متمرکز بشویم روی  روستا. حرفش را در سالهای مختلف خیلی زده‌ایم امّا این کار عملاً اتّفاق  نیفتاده. ما بایستی صنایع تبدیلی را به روستاها ببریم، به بعضی از شهرها  ببریم. من در ارومیه دیدم سیب روی زمین ریخته بود! گفتند اصلاً نمی‌ارزد؛  پول کارگر خیلی بیشتر از آن پولی است که ما از فروش این سیب به‌دست‌  [می‌آوریم‌] یا هلو، زردآلو، انگور؛ خب، آنجا صنایع تبدیلی میخواهد. خیلی  از جاهای گوناگون کشور، ما این میوه‌ها را داریم که در بعضی از اوقات، صرف  نمیکند برای صاحب باغ که این میوه را جمع بکند. ما اگر صنایع تبدیلی داشته  باشیم، خشک‌کننده داشته باشیم، بتوانیم آنجا از اینها استفاده بکنیم، این  کار را باید بکنیم. و ظرفیّتها فوق‌العاده است؛ واقعاً فوق‌العاده است. من  در ایرانشهر یک گوجه فرنگی دیدم به قدر یک گرمک! یک دانه‌ی اختصاصی نبود؛  اصلاً گوجه فرنگی [همین اندازه بود]. آنجا یک باغی بود بین بمپور و  ایرانشهر -وقتی که ما آنجا تبعید بودیم، دعوت کردند ما را، گوجه فرنگی  آوردند به قدر یک گرمک! پیاز آوردند به‌قدر همین مشت من! من یادم است، پیاز  را گرفتم در دستم، گفتم من میخواهم این را اندازه بگیرم، بتوانم بگویم؛ به  همین اندازه‌ی [مشت من‌] بود؛ انگشتهای من خم نشد، وقتی این پیاز را در  دست گرفتم. یعنی به این بزرگی! خب ما اینها را داریم. خیلی جاها در سرتاسر  کشور، این امکانات وجود دارد. اگر به صنایع روستایی اهمّیّت بدهیم، اگر به  روستاها اهمّیّت بدهیم، اگر به این باغدارها اهمّیّت بدهیم، اینها بهترین  خدمت به روستاها و به فقرای ما در روستاها و در جاهای دیگر است.

 بخش معدن را هم بنده اینجا یادداشت کرده‌ام، منتها دیگر وقت گذشته (خیلی  هم فشار روی آقای نعمت‌زاده نیاوریم!) آنچه به من گزارش شده [این است که‌]  ما حدّاکثر پانزده درصد از ظرفیّت معدنی کشور را داریم استحصال میکنیم؛  پانزده درصد! ما معدن را باید جایگزین نفت کنیم؛ یعنی واقعاً بایستی ما بتوانیم. من سالها پیش -شاید بیست سال پیش- در دولتِ آن‌وقت گفتم.  ما باید کاری بکنیم که هر وقت اراده کردیم، بتوانیم سر چاه‌های نفت خودمان  را ببندیم؛ نه از کمبود مشتری بترسیم، نه از نداشتن بازار بترسیم، نه از  نداشتن پول بهای نفت بترسیم؛ باید به اینجا برسیم. خب ما واقعاً بایستی به  فکر بیفتیم؛ برای نفت باید جایگزین‌ [قرار داد]. می‌بینید نفت چه وضعی پیدا  کرده! یک اشاره‌ی قدرتها و عناصر خبیث منطقه با همدیگر، موجب میشود که نفت  ناگهان از صد دلار بیاید به چهل دلار! از وقتی که از صد دلار شروع کرده  تنزّل تا حالا، مگر چند ماه طول کشیده؟ خب، این قابل اطمینان نیست؛ آدم  نمیتواند این را جزو سرنوشت اقتصاد کشور و گذران زندگی یک کشور [بداند] و  آن را مربوط کند به یک چنین چیزی. نفت مال ما است، [امّا] هم اختیارش دست  دیگران است، هم درآمد بیشترش مال دیگران است. بیشتر از آن‌قدری که ما از  صادرات نفت استفاده میکنیم، آن دولتِ واردکننده‌ی نفت در اروپا یا در جای  دیگر دارد استفاده میکند، که مالیات میگیرد و فلان میگیرد. ما نفتمان را  داریم میدهیم، پول میگیریم؛ او نفت را میگیرد از ما و از مردم خودش پول  میگیرد. استفاده‌ی آن دولتها بیشتر از دولت ما است از فروش نفت. این چه  معامله‌ی پُرخسرانی است. خب یک جاهایی ما مجبوریم البتّه نفت را تولید  کنیم، چاره‌ای نداریم امّا من واقعاً از ته دل خوشحال نمیشوم آن‌وقتی که ما  آمارِ افزایش صادرات و افزایش تولید را [می‌شنویم‌]؛ همیشه به این فکر  میکنم که ما باید جایگزین برای این پیدا بکنیم. بنابراین اگر بخواهیم  جایگزین پیدا کنیم، یکی از بهترین جایگزین‌ها معادن است.

 آن‌وقت [در مورد] معادن هم بایستی از خام‌فروشی معادن بشدّت پرهیز کنیم.  معادن باارزشی ما داریم. در استان کرمان یا در جنوب خراسان، سنگهای  فوق‌العاده باارزشی وجود دارد. [اینکه‌] ما این سنگ را همین‌طور یک دفعه‌ای  بِکَنیم، بفرستیم ایتالیا که آنها بعد تبدیل کنند و ارزش افزوده‌اش را چند  ده برابر ببرند، احیاناً گاهی برای خود ما هم آنها را بفرستند و صادر کنند  داخل کشور ما، آدم خیلی زورش می‌آید که یک‌چنین چیزی بشود. بنابراین، این  هم یک مسئله است. و به‌نظر من در قضیّه‌ی معدن هم مسئله‌ی بخش خصوصی مهم  است. و استانها هم آن‌طور که به من گزارش شد، استاندارها و افرادی از این  قبیل اظهار میکنند که میتوانند بخش خصوصی را وارد کنند در قضیّه‌ی معدن و  در بعضی جاهای دیگر.

 مسئله‌ی آب را هم که من یادداشت کردم خیلی مهم است. اشاره‌ی آقای  چیت‌چیان کاملاً درست است. نشست آبهای زیرزمینی واقعاً مهم است. این  برنامه‌ریزی‌ای که حالا میگویید کرده‌اید، کافی نیست -برنامه‌ریزی پنجاه  درصد کار است یا کمتر- بایستی دنبال این برنامه حرکت کنید، راه بیفتید.  البتّه شما اهل این کار هم هستید الحمدلله. [علاوه بر] صرف‌جویی در آب،  اصلاح آبیاری، الگوی‌کشت در هر منطقه.

 آخرین حرف هم راجع به برنامه‌ی ششم(۱۰) است که دارد دیر میشود. برنامه‌ی  ششم را هرچه زودتر بایستی ان‌شاءالله فراهم بکنید و همین‌طور که عرض کردیم،  به‌طور کامل منطبق بر اقتصاد مقاومتی، و زودتر به مجلس بدهید. چون به نظر  من امسال باید تصویب بشود، یعنی باید هرچه زودتر این کار انجام بگیرد. مجلس  را هم بکشید به کار، وسط میدان، که بیایند دوستان در مجلس و به‌طور جدّی  دنبال بکنند ان‌شاءالله که بتوانید.

 خدا ان‌شاءالله کمکتان کند. هُوَ الَّذی اَنزَلَ السَّکینَةَ فی قُلوبِ  المُؤمِنینَ لِیَزدادوا ایمانًا مَعَ ایمانِهِم؛(۱۱) آرامشی خدا به دلهای  همه‌ی شما و ما بدهد که این آرامش و سکینه، نقطه‌ی مقابلِ به‌اصطلاح این  طوفانی شدن و زیر و بالا شدنِ ذهنها و فکرها است، و این موجب میشود ایمان  انسان هم افزایش پیدا کند: لِیَزدادوا ایمانًا مَعَ ایمانِهِم؛ یعنی آن  آرامش [باعث افزایش ایمان میشود]. آرامش هم از راه اعتماد به قدرت الهی  است، لذا بعد میفرماید: وَ للهِ‌ جُنودُ السَّمٰواتِ وَ الاَرضِ وَ کانَ  اللهُ عَلیمًا حَکیمًا.(۱۲) ان‌شاءالله که خداوند کمکتان کند؛ ما هم که خب  همیشه شماها را دعا میکنیم. و کار برای مردم، کار برای خدا، کار با اخلاص،  ان‌شاءالله جزو برنامه‌های همه‌ی ما باشد و خدای متعال هم ان‌شاءالله برکت  بدهد و قبول کند.

والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته‌

۱) قبل از شروع بیانات معظّمٌ‌له، حجّت‌الاسلام‌ والمسلمین دکتر حسن  روحانی (رئیس‌جمهور) و دکتر اسحاق جهانگیری (معاون اوّل رئیس‌جمهور)، مهندس  محمّدرضا نعمت‌زاده (وزیر صنعت، معدن و تجارت)، مهندس حمید چیت‌چیان (وزیر  نیرو)، مهندس بیژن نامدار زنگنه (وزیر نفت)، مهندس محمود حجّتی (وزیر جهاد  کشاورزی)، دکتر سیّدحسن قاضی‌زاده هاشمی (وزیر بهداشت، درمان و آموزش  پزشکی) گزارشی ارائه کردند.
۲) وزیر مسکن و شهرسازی‌
۳) رئیس سازمان صداوسیما
۴) سوره‌ی فتح، آیه‌ی ۷؛ «و سپاهیان آسمانها و زمین از آنِ خدا است، و خدا همواره شکست‌ناپذیر سنجیده‌کار است.»
۵) وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی‌
۶) حقیر، پست‌
۷) بحارالانوار، ج ۱۰۰، ص ۹
۸) وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی
۹) لبخند معظّم‌له و خنده‌ی حضّار
۱۰) برنامه‌ی ششم توسعه‌ی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران‌
۱۱) سوره‌ی فتح، بخشی از آیه‌ی ۴؛ «اوست آن کس که در دلهای مؤمنان آرامش را فرو فرستاد تا ایمانی بر ایمان خود بیفزایند...»
۱۲) همان؛ «... و سپاهیان آسمانها و زمین از آنِ خدا است و خدا همواره دانای سنجیده‌کار است.»

رهنمودهای مقام معظم رهبری

همگان نماز را كه داروي شفا بخش روح و مايه صفا و آرامش و نورانيت است، بر همه كارهاي ديگر مقدم دارند و در هيچ شرايطي خود را از آن محروم نسازند و هرگز به بهانه مشغله و گرفتاري، اين حضور رهايي بخش در محضر آفريدگار رحيم و كريم و عزيز را از دست ندهند.
- در همه مراكز مسئولان با حضور خود در صفوف نماز، نماز گزاران را تشويق كنند.
- در همه جا حركت به سمت نماز و شتافتن به نماز محسوس باشد.
- در همه ادارات دولتي ، جايگاه هاي مناسبي براي نماز پيش بيني شود.
- نمازخانه ها ، پاكيزه و مرتب و رغبت انگيز باشد.
- بزرگان جامعه و كساني كه چشم به آنها دوخته شده و انگشت ها آنها را نشانه كرده است ، در مراكز همگاني نماز ديده شوند.
- مديران دستگاههاي اداري و دولتي، خود متصدي اقامه نماز در آن دستگاه ها شوند.
- هر برنامه مزاحم با نماز اول وقت از سوي دستگاههاي موثر برطرف گردد.
- آهنگ اذان و لزوماً با صداي خوش در همه ی اوقات نماز در همه جاي كشور به گوش رسد.

بیانات در دیدار رئیس و اعضاى مجلس خبرگان رهبرى

بسماللهالرّحمنالرّحیم
الحمدلله ربّ العالمین والصّلاة والسّلام علی سیّدنا محمّد و آله الطّاهرین سیّما بقیّةالله فی الارضین. قالالله الحکیم فی کتابه: هُوَ الَّذی اَنزَلَ السَّکینَةَ فی قُلوبِ المُؤمِنینَ لِیَزدادوا ایمانًا مَعَ ایمانِهِم وَ للهِ جُنودُ السَّمٰوٰتِ وَ الاَرضِ وَ کانَ اللهُ عَلیمًا حَکیمًا.(۲)

بيانات در ديدار اعضاى برگزارى كنگره‌ى شهداى ورزش كشور

بيانات در ديدار اعضاى شوراى سياست‌گذارى دست‌اندركاران برگزارى كنگره‌ى شهداى ورزش كشور (۱۳۹۴/۱۱/۱۳) 
 بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌(۱)
 اوّلا خیلی تشکّر میکنیم از اینکه برادران و خواهران عزیز ورزشی، به این فکر افتادید که شهدای ورزشکار را از خیل عظیم شهدای کشور بیرون بکشید و معرّفی کنید تا جامعه بفهمد که فداکاری در راه خدا و در راه دین و در راه انقلاب با دادن جان و یا معلول شدن، مخصوص یک قشر خاصّی نیست؛ همه‌ی قشرهای کشور در این مسابقه‌ی عظیم و معنوی که «سابِقوا الی مَغفِرَةٍ مِن رَبِّکُم»(۲) [است‌]، شرکت داشته؛ به نظر من این خیلی کار جالب و ابتکار جالبی است که شهدای ورزشکار را معرّفی کنید. و شاید بنده هم مثل دیگران نمیدانستم که ما پنج‌هزار شهید ورزشکار داریم، یا در بین همین شهدای اخیرِ دفاع از ولایت اهل‌بیت (علیهم‌السّلام) و دفاع از حرم اهل‌بیت (علیهم‌السّلام) ورزشکارانی هستند، قهرمانانی هستند؛ اینها خیلی باارزش است. شما با این کارتان روحیّه‌ی انقلابی را در کشور تقویت میکنید، فکر انقلابی را اعتلاء میبخشید؛ بله، شما(۳) درست گفتید که جوان ورزشکار، درواقع به‌طور طبیعی یک الگو است برای بخش مهمّی از جوانها و اخلاق او، رفتار او، کیفیّات زندگی او، سبک زندگی او میتواند اثر بگذارد. چقدر مهم است که جوان ورزشکار با حوزه‌ی تأثیر و نفوذی که شخصیّت او دارد، بتواند انسانها را به‌سوی دین، اخلاق، معنویّت سوق بدهد.
 من همیشه در دل تحسین کرده‌ام و تمجید کرده‌ام این فرمایش امام (رضوان‌الله‌تعالی‌علیه) را که همان اوایل انقلاب از ورزشکار با یک بیان کاملاً قابل فهم و کاملاً بومی تمجید کردند و تکریم کردند و فرمودند «پهلوان».(۴) پهلوانی به‌اصطلاح یک لقب دارای امتیاز است در نظر ملّت ما و در ادبیّات بومی ما و ملّی ما؛ [ایشان‌] تعبیر پهلوان را به‌کار بردند؛ خیلی حرف خوبی است.
 خب، خوشبختانه، در طول این سالها ورزشکارهای ما در محیط ورزشی کارهای خوب و برجسته‌ای هم انجام داده‌اند؛ نمیخواهم بگویم همه‌ی ورزشکارها این‌جوری بوده‌اند امّا بوده‌اند در بین ورزشکارها کسانی که مایه‌ی افتخار شده‌اند. خب، افتخار فقط این نیست که سرود ملّی‌مان را بخوانند؛ البتّه این افتخار است، خوب است و چیز برجسته‌ای است امّا بالاتر از این افتخار، این است که مثلاً فرض کنید کشتی‌گیر ما با آن حریف صهیونیست کشتی نگیرد؛ این خیلی کار بزرگی است؛ یا آن قهرمان خانم بیاید روی سکّوی قهرمانی با چادر بِایستد،(۵) این خیلی مهم است. ببینید چه‌کسی طاقت می‌آورد در مقابل چشمهای ملامتگر و پرسشگر دنیای مادّی که افتخار زن به این است که حتماً لخت بیاید [این کار را بکند]؟ مردها سرتاپایشان پوشیده است، زن حتماً بایستی لخت بیاید؛ یعنی حتماً بایستی یک قسمتی از بدنش برهنه باشد و دیده بشود؛ یعنی کار غلط، کار عوضی، کارِ کاملاً موذیانه و سیاست‌بازی‌شده؛ در یک چنین دنیایی یک خانمی با چادر یا با یک حجاب کامل اسلامی میرود روی آن سکّو می‌ایستد و جایزه‌ی قهرمانی‌اش را میگیرد؛ این خیلی مهم است؛ این از آن پرچم که میرود بالا مهم‌تر است؛ این نشان‌دهنده‌ی روحیّه‌ی قوی ایرانی مسلمان است؛ این نشان میدهد که در مقابل موج توهّمات و احساسات توهّم‌آمیز، این [فرد] شکست نمیخورد و مغلوب نمیشود. هویّت یک ملّت و استحکام عنصر و فلز یک ملّت را که فلز محکم و مقاومی دارد، این‌جوری میشود فهمید؛ اینها خیلی باارزش است. خب الحمدلله ما داشته‌ایم؛ حالا من کشتی را مثال زدم؛ در والیبال و در جاهای دیگر [هم‌] داشتیم که حاضر نشدند در مقابل دشمن بازی کنند و موجب این شده که اینها عقب بمانند در مسابقه؛ قبول کردند؛ امّا دنیا اینها را تحسین کرد. این مثل همان رفتن به میدان جنگ است؛ یعنی همان روحیّه، همان استحکام شخصیّت و هویّت را که آنجا انسان مشاهده میکند، اینجا هم مشاهده میکند؛ اینها خیلی با ارزش است. ان‌شاءالله باید شما کاری بکنید که محیط ورزش این‌جور محیطی بشود. عکس این را هم داشته‌ایم؛ ما در محیطهای ورزشی، جور دیگرش را هم داشته‌ایم، دیده‌ایم، شنیده‌ایم، اطّلاع پیدا کرده‌ایم. کاری کنید که ان‌شاءالله محیط ورزش به این سمت حرکت کند. البتّه این کار شما، ابتکار «بزرگداشت شهدای ورزشکار» یک قدم خیلی خوبی است؛ این بسیار قدم خوبی است و همین چند موردی که ذکر کردید مهم است.
 این چیزی هم که بنده عرض کردم، یعنی تجلیل از آن ورزشکاری که در میدان قهرمانی و به‌طور علنی، در مقابل دوربین میلیاردها انسان، از ارزشها پاسداری میکند؛ چون تماشاچی آن میلیاردی است؛ اینها خیلی با ارزش است. از اینها هم تجلیل کنید؛ یکی از کارها تجلیل از این اشخاصی باشد که این کار را میکنند، یا آن ورزشکاری که اسم خدا را می‌آورد، یا آن ورزشکاری که بعد از آنکه در کشتی پشت حریف را به خاک میرساند سجده میکند؛ اینها خیلی مهم است، اینها نشان‌دهنده‌ی یک نماد است؛ از نمادهای هویّت و شخصیّت ایران اسلامی است؛ از این آدمها تجلیل کنید، اینها را تقویت کنید. این کجا و آن ورزشکار کجا که حالا فرض کنید -حالا نمیگویم از کشور ما، از این قبیل در کشورهای دیگر هم هستند- که وقتی میروند مثلاً در یک مسابقات جهانی؛ روزشان مسابقه است یا تمرین است، شبشان یک جور دیگر است و شکل نامطلوبی دارد؛ این‌جوری نباشد، یعنی تقویت کنید این کسانی را که آن ارزشهای اسلامی را رعایت میکنند و پیش میروند.
 بسیار خوب، من خوشحال شدم از اینکه بحمدالله این کار را دارید انجام میدهید و ان‌شاءالله روزبه‌روز محیط ورزش را پاکیزه‌تر و روشن‌تر بکنید.

بيانات در ديدار اعضاى برگزارى كنگره‌ى شهداى ورزش كشور

بيانات در ديدار اعضاى شوراى سياست‌گذارى دست‌اندركاران برگزارى كنگره‌ى شهداى ورزش كشور (۱۳۹۴/۱۱/۱۳)
  بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌(۱)
 اوّلا خیلی تشکّر میکنیم از اینکه برادران و خواهران عزیز ورزشی، به این فکر افتادید که شهدای ورزشکار را از خیل عظیم شهدای کشور بیرون بکشید و معرّفی کنید تا جامعه بفهمد که فداکاری در راه خدا و در راه دین و در راه انقلاب با دادن جان و یا معلول شدن، مخصوص یک قشر خاصّی نیست؛ همه‌ی قشرهای کشور در این مسابقه‌ی عظیم و معنوی که «سابِقوا الی مَغفِرَةٍ مِن رَبِّکُم»(۲) [است‌]، شرکت داشته؛ به نظر من این خیلی کار جالب و ابتکار جالبی است که شهدای ورزشکار را معرّفی کنید. و شاید بنده هم مثل دیگران نمیدانستم که ما پنج‌هزار شهید ورزشکار داریم، یا در بین همین شهدای اخیرِ دفاع از ولایت اهل‌بیت (علیهم‌السّلام) و دفاع از حرم اهل‌بیت (علیهم‌السّلام) ورزشکارانی هستند، قهرمانانی هستند؛ اینها خیلی باارزش است. شما با این کارتان روحیّه‌ی انقلابی را در کشور تقویت میکنید، فکر انقلابی را اعتلاء میبخشید؛ بله، شما(۳) درست گفتید که جوان ورزشکار، درواقع به‌طور طبیعی یک الگو است برای بخش مهمّی از جوانها و اخلاق او، رفتار او، کیفیّات زندگی او، سبک زندگی او میتواند اثر بگذارد. چقدر مهم است که جوان ورزشکار با حوزه‌ی تأثیر و نفوذی که شخصیّت او دارد، بتواند انسانها را به‌سوی دین، اخلاق، معنویّت سوق بدهد.
 من همیشه در دل تحسین کرده‌ام و تمجید کرده‌ام این فرمایش امام (رضوان‌الله‌تعالی‌علیه) را که همان اوایل انقلاب از ورزشکار با یک بیان کاملاً قابل فهم و کاملاً بومی تمجید کردند و تکریم کردند و فرمودند «پهلوان».(۴) پهلوانی به‌اصطلاح یک لقب دارای امتیاز است در نظر ملّت ما و در ادبیّات بومی ما و ملّی ما؛ [ایشان‌] تعبیر پهلوان را به‌کار بردند؛ خیلی حرف خوبی است.
 خب، خوشبختانه، در طول این سالها ورزشکارهای ما در محیط ورزشی کارهای خوب و برجسته‌ای هم انجام داده‌اند؛ نمیخواهم بگویم همه‌ی ورزشکارها این‌جوری بوده‌اند امّا بوده‌اند در بین ورزشکارها کسانی که مایه‌ی افتخار شده‌اند. خب، افتخار فقط این نیست که سرود ملّی‌مان را بخوانند؛ البتّه این افتخار است، خوب است و چیز برجسته‌ای است امّا بالاتر از این افتخار، این است که مثلاً فرض کنید کشتی‌گیر ما با آن حریف صهیونیست کشتی نگیرد؛ این خیلی کار بزرگی است؛ یا آن قهرمان خانم بیاید روی سکّوی قهرمانی با چادر بِایستد،(۵) این خیلی مهم است. ببینید چه‌کسی طاقت می‌آورد در مقابل چشمهای ملامتگر و پرسشگر دنیای مادّی که افتخار زن به این است که حتماً لخت بیاید [این کار را بکند]؟ مردها سرتاپایشان پوشیده است، زن حتماً بایستی لخت بیاید؛ یعنی حتماً بایستی یک قسمتی از بدنش برهنه باشد و دیده بشود؛ یعنی کار غلط، کار عوضی، کارِ کاملاً موذیانه و سیاست‌بازی‌شده؛ در یک چنین دنیایی یک خانمی با چادر یا با یک حجاب کامل اسلامی میرود روی آن سکّو می‌ایستد و جایزه‌ی قهرمانی‌اش را میگیرد؛ این خیلی مهم است؛ این از آن پرچم که میرود بالا مهم‌تر است؛ این نشان‌دهنده‌ی روحیّه‌ی قوی ایرانی مسلمان است؛ این نشان میدهد که در مقابل موج توهّمات و احساسات توهّم‌آمیز، این [فرد] شکست نمیخورد و مغلوب نمیشود. هویّت یک ملّت و استحکام عنصر و فلز یک ملّت را که فلز محکم و مقاومی دارد، این‌جوری میشود فهمید؛ اینها خیلی باارزش است. خب الحمدلله ما داشته‌ایم؛ حالا من کشتی را مثال زدم؛ در والیبال و در جاهای دیگر [هم‌] داشتیم که حاضر نشدند در مقابل دشمن بازی کنند و موجب این شده که اینها عقب بمانند در مسابقه؛ قبول کردند؛ امّا دنیا اینها را تحسین کرد. این مثل همان رفتن به میدان جنگ است؛ یعنی همان روحیّه، همان استحکام شخصیّت و هویّت را که آنجا انسان مشاهده میکند، اینجا هم مشاهده میکند؛ اینها خیلی با ارزش است. ان‌شاءالله باید شما کاری بکنید که محیط ورزش این‌جور محیطی بشود. عکس این را هم داشته‌ایم؛ ما در محیطهای ورزشی، جور دیگرش را هم داشته‌ایم، دیده‌ایم، شنیده‌ایم، اطّلاع پیدا کرده‌ایم. کاری کنید که ان‌شاءالله محیط ورزش به این سمت حرکت کند. البتّه این کار شما، ابتکار «بزرگداشت شهدای ورزشکار» یک قدم خیلی خوبی است؛ این بسیار قدم خوبی است و همین چند موردی که ذکر کردید مهم است.
 این چیزی هم که بنده عرض کردم، یعنی تجلیل از آن ورزشکاری که در میدان قهرمانی و به‌طور علنی، در مقابل دوربین میلیاردها انسان، از ارزشها پاسداری میکند؛ چون تماشاچی آن میلیاردی است؛ اینها خیلی با ارزش است. از اینها هم تجلیل کنید؛ یکی از کارها تجلیل از این اشخاصی باشد که این کار را میکنند، یا آن ورزشکاری که اسم خدا را می‌آورد، یا آن ورزشکاری که بعد از آنکه در کشتی پشت حریف را به خاک میرساند سجده میکند؛ اینها خیلی مهم است، اینها نشان‌دهنده‌ی یک نماد است؛ از نمادهای هویّت و شخصیّت ایران اسلامی است؛ از این آدمها تجلیل کنید، اینها را تقویت کنید. این کجا و آن ورزشکار کجا که حالا فرض کنید -حالا نمیگویم از کشور ما، از این قبیل در کشورهای دیگر هم هستند- که وقتی میروند مثلاً در یک مسابقات جهانی؛ روزشان مسابقه است یا تمرین است، شبشان یک جور دیگر است و شکل نامطلوبی دارد؛ این‌جوری نباشد، یعنی تقویت کنید این کسانی را که آن ارزشهای اسلامی را رعایت میکنند و پیش میروند.
 بسیار خوب، من خوشحال شدم از اینکه بحمدالله این کار را دارید انجام میدهید و ان‌شاءالله روزبه‌روز محیط ورزش را پاکیزه‌تر و روشن‌تر بکنید.

زیر مجموعه ها

رهنمودهای مقام معظم رهبری

- همگان نماز را كه داروي شفا بخش روح و مايه صفا و آرامش و نورانيت است، بر همه كارهاي ديگر مقدم دارند و در هيچ شرايطي خود را از آن محروم نسازند و هرگز به بهانه مشغله و گرفتاري، اين حضور رهايي بخش در محضر آفريدگار رحيم و كريم و عزيز را از دست ندهند. - در همه مراكز مسئولان با حضور خود در صفوف نماز، نماز گزاران را تشويق كنند. - در همه جا حركت به سمت نماز و شتافتن به نماز محسوس باشد. - در همه ادارات دولتي ، جايگاه هاي مناسبي براي نماز پيش بيني شود. - نمازخانه ها ، پاكيزه و مرتب و رغبت انگيز باشد. - بزرگان جامعه و كساني كه چشم به آنها دوخته شده و انگشت ها آنها را نشانه كرده است ، در مراكز همگاني نماز ديده شوند. - مديران دستگاههاي اداري و دولتي، خود متصدي اقامه نماز در آن دستگاه ها شوند. - هر برنامه مزاحم با نماز اول وقت از سوي دستگاههاي موثر برطرف گردد. - آهنگ اذان و لزوماً با صداي خوش در همه ی اوقات نماز در همه جاي كشور به گوش رسد.

شعار سال 96

shoar 96

اوقات شرعی



آمار بازدید سایت

1234281
بازدید امروز
بازدید دیروز
بازدید این ماه
بازدید ماه قبل
946
2623
43413
69473