پایگاه اطلاع رسانی نماز جمعه محمدآباد جرقویه

بسم الله الرحمن الرحیم
 
چرا در جامعه اسلامی نفاق به وجود می‌آید؟
 
نفاق و دو رویی در فضایی به وجود می‌آید که شخص نمی‌تواند آنچه را که در دل دارد اظهار کند و بر اساس آن عمل کند. در چنین فضایی آنچه از برخی اشخاص آشکارا شنیده می‌شود و در عمل دیده می‌شود، چیزی نیست که در درون به آن اعتقاد داشته باشند. در بین مسلمانان، نفاق زمانی بروز پیدا کرد که پیامبر اکرم، صلی الله علیه و آله و سلم، در مدینه حکومت اسلامی تشکیل دادند و مسلمانان دارای قدرت محدودی شدند که البته روز به روز توسعه پیدا کرد. تا زمانی که پیامبر اکرم در مکه بود جمعیت بسیار کمی به ایشان ایمان آوردند. در مکه اسلام آوردن هزینه زیادی داشت؛ تازه مسلمانان که معمولا از قشر ضعیف جامعه بودند، مورد آزار و اذیت اشراف و بزرگان مکه قرار می‌گرفتند؛ ازقبیله و خانواده رانده و از برخی امتیازات اجتماعی محروم می‌شدند؛ برخی از آنها که بنده بزرگان و اشراف مکه بودند، مورد شکنجه قرار می‌گرفتند. به همین خاطر پیامبر اکرم از برخی مسلمانان خواست که برای رهایی از اذیت آزار اهل مکه به حبشه مهاجرت کنند. در مکه شرک و بت‌پرستی، بی‌دینی و هرزگی، هیچ محدودیتی نداشت، آنچه که خلاف جریان بود و مشکلاتی را ایجاد می‌کرد پذیرش اسلام بود. بر همین اساس در بین تعداد محدودی که ایمان آورده بودند نفاقی وجود نداشت. جامعه آن روز مکه به گونه‌ای بود که اظهار عقاید، افکار، گفتار و اعمال غیر اسلامی محدودیتی را برای شخص ایجاد نمی‌کرد. به عبارت دیگر: در مکه اسلام آوردن هیچ منفعت مادی نداشت و قبول نکردن آن منافع فرد را به خطر نمی‌انداخت؛ از همین رو کسانی که حاضر می‌شدند اسلام را بپذیرند، از سر اخلاص بود و از صمیم قلب به آن اعتقاد پیدا می‌کردند.
ولی پس از هجرت پیامبر اکرم، مدینه شهر اسلام و مسلمانان شد. آنچه آنجا رواج داشت توحید و بندگی خداوند بود. در چنین جامعه‌ای آنچه محدودیت داشت کفر و شرک و عدم اعتقاد به آموزه‌های اسلامی بود. در چنین فضایی برخی از سر صدق وصفا به پیامبر اکرم ایمان آوردند؛ ولی برخی علاقه‌ای به اسلام و معارف آن نداشتند و ایمان نیاوردند و از طرفی اظهار آنچه را که در دل داشتند به صلاح خود نمی‌دیدند. از همین رو راه نفاق را در پیش گرفتند؛ یعنی در ظاهر با مسلمانان همرامی و اظهار ایمان به خداوند متعال و پیامبر اکرم کردند؛ بر زبان شهادتین جاری می‌کردند و در عمل به انجام تکالیف الهی می‌پرداختند، ولی در باطن و قلب خود هیچ اعتقادی به خدا و پیامبر اکرم و احکام دینی نداشتند و از هر فرصتی برای ضربه زدن به اسلام و حکومت نوپای آن استفاده می‌کردند.
انقلاب اسلامی ما نیز از این روند مستثنی نبوده و نیست. قبل از انقلاب و در بحبوحه قیام حضرت امام و همراهی برخی از مردم با ایشان، چون هنوز رژیم پهلوی بر کشور حاکم بود و قدرت داشت، مخالفت با امام و راه او نه تنها ضرری نداشت، بلکه چه بسا از طرف رژیم مورد حمایت قرار می‌گرفت. در چنین فضایی کسانی که وارد میدان مبارزه می‌شدند، از هر‌گونه شائبه ریا و دو رویی دور بودند. ولی بعد از انقلاب و حاکمیت اسلام و افکار امام خمینی و رأی بالای مردم به نظام اسلامی، مخالفت با آن کار ساده‌ای نبود و با خشم مردم انقلابی روبرو می‌شد. لذا عده‌ای که به امام و راه او اعتقادی نداشته و از طرفی به خاطر حفظ منافع مادی خود جرأت مخالفت نداشتند، راه نفاق را در پیش گرفتند؛ در ظاهر از امام و انقلاب و بعد از امام از رهبری دم می‌زنند، ولی در عمل خلاف راه امام و رهبری عمل می‌کنند.
معنای لغوی منافق
منافق در اصل از ماده نفق (بر وزن نفخ) به معنى نفوذ و پيشروى است، و نفق (بر وزن شفق) به معنى كانالها و نقبهايى است كه زير زمين مى‏زنند تا براى استتار يا فرار از آن استفاده كنند[1].
بعضى از مفسران می‌نویسند: بسيارى از حيوانات مانند موش صحرايى و روباه و سوسمار براى لانه خود دو سوراخ قرار مى‏دهند؛ يكى آشكار كه از آن وارد و خارج مى‏شوند و ديگرى پنهانى كه اگر احساس خطرى كنند از آن مى‏گريزند، اين سوراخ پنهانى را نافقاء گويند. به اين ترتيب منافق كسى است كه طريقى مرموز و مخفيانه براى خود برگزيده، تا با مخفى‏كارى و پنهان‏كارى در جامعه نفوذ كند و به هنگام خطر از طريق ديگر فرار نمايد[2].
لزوم شناخت منافقین در جامعه اسلامی
بیان شد که با هجرت پیامبر اکرم به مدینه و تشکیل حکومت اسلامی در آن شهر و قدرت پیدا کردناسلام و مسلمانان، افرادی که، نه در دل علاقه‌ای به اسلام و پیامبر اکرم داشتند و نه در ظاهر قدرت مخالفت با آن را، راه نفاق و دورویی را در پیش گرفتند. در ظاهر مسلمان و اهل ایمان بودند، ولی در باطن اثری از آنچه در ظاهر ابراز می‌کردند نبود. وجود چنین افرادی در جامعه اسلامی بسیار خطرناک است و برای اینکه حکومت اسلامی پایدار بماند و بتواند به اهداف خود دسترسی پیدا کند، باید منافقین را شناسایی کرده، با آنها برخورد متناسب داشته باشد؛ در غیر این صورت جامعه اسلامی و حکومت آن توسط چنین افرادی از درون پوسیده و سست خواهد شد و در نهایت فرو می‌ریزد. به همین خاطر در آیات متعددی خداوند متعال به معرفی منافقین پرداخته و چهره واقعی آنها را برای پیامبر اکرم و مسلمانان و برای آیندگان آشکار کرده است. شناسایی کفار و مشرکین، کسانی که کفر و شرک خود را به صورت علنی آشکار می‌کنند و مبارزه با آنها، بسیار آسانتر و کم هزینه‌تر از شناسایی و مبارزه با منافقین است؛ چون منافقین در بین امت اسلامی زندگی می‌کنند و در ظاهر همراه آنها هستند که باعث پوشیده شدن باطن آنها و فریب بسیاری از افراد جامعه خواهد شد. بسیاری از افراد جامعه اسلامی به آنها تمایل پیدا می‌کنند و به حمایت از آنها می پردازند. بر همین اساس مقابله با آنها بسیار دشوار و در برخی از مواقع باعث متزلزل شدن حکومت اسلامی خواهد شد.
در زمان پیامبر اکرم چهره ابو سفیان، ابو جهل برای مسلمانان آشکار بود، چون آنها دشمنی خود را با اسلام و مسلمانان آشکارا ابراز می‌کردند، ولی بسیاری از مسلمانان عبدالله ابی را شخصی مومن و پیرو پیامبر اکرم قلمداد می‌کردند و به همین خاطر در مواردی موفق شد مشکلاتی برای حکومت نوپای اسلام در مدینه ایجاد کند.
در زمان ما نیز کسانی که به صورت علنی به مخالفت و دشمنی با نظام اسلامی پرداختند، مردم متحد و یک صدا به مقابله با آنها پرداختند؛ ولی کسانی که راه نفاق را در پیش گرفتند و در ظاهر خود را همراه و همیار انقلاب و امام امت و رهبری معرفی کردند و در باطن علاقه‌ای به انقلاب و آرمان‌های آن نداشتند، در مواردی موفق شدند ضربه‌هایی را به نطام نوپای اسلامی وارد کنند و در آینده هم دست از تلاش خود بر نمی‌دارند.
 

[1]- تفسير نمونه، ج‏24، ص: 149.
[2]- روح البيان، جلد 9 صفحه 529.

شعار سال 96

shoar 96

اوقات شرعی



آمار بازدید سایت

1239867
بازدید امروز
بازدید دیروز
بازدید این ماه
بازدید ماه قبل
1615
2215
48999
69473